تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
1 / 240 ) چنان است كه گمان نمىكنيم براى عامهء مردم ، حتى مردمان سدهء 4 هجرى كاملا مفهوم بوده باشد .
قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا
( بقره / 93 ) . الف ، 43 - گفتند جهودان : يا رب فرمان‌برداريم ، گوش به فرمان تو نهاديم . . . هرچند كه پيش ازين در تو عاصى بوديم . ب ، 1 / 87 - گفتند بشنيديم و نافرمان شديم . باز ملاحظه مىشود كه مؤلف تفسير پاك ، با معنى مشهور آيه ، به آن صورت كه در ديگر تفاسير آمده موافق نبوده است . وى ترجمهء فارسى را براساس تفسيرى كه به زبان عربى به دنبال آيه آورده تدارك ديده است : اما منظور خود را ، چنان‌كه ملاحظه مىشود ، در عباراتى روان و روشن ، اما گسترده‌تر از متن زبان مبدأ ، بيان كرده است .
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ
( بقره / 85 ) . الف ، 32 - شگفتتان نيايد از خود كه به بهرى [ از توريت ] بگرويد و كار بنديد . . . و به بعضى بىستون و ناخستون شويد . ب ، 1 / 86 - مىبگرويد ببرخى از كتاب و مىكافر شويد ببرخى .
وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
( همان آيه ) الف ، همانجا - خداى عزّ و جلّ از پاى وه ايشان فرويش كار نيست و ز كردارهاى ايشان بىخبر نيست . ب ، همانجا - نيست خداى غافل از آنچه مىكنيد . شيوهء واژه‌گزينى و معادل‌يابى در اين كتاب با آنچه در تفسير بزرگ ديده مىشود تفاوت چندانى ندارد . گويى مجموعهء واژگان و حتى لهجهء هردو كتاب ، يكى است . راست است كه مثلا كلماتى چون « بىستون » ( - كافر ، نك ص 27 ) و « خستو » ( مقر ، نك : صص 30 ، 31 . . . ) را كه بارها در تفسير كمبريج نيز آمده در ترجمهء تفسير بزرگ نمىيابيم ( خستو يك‌بار در يك نسخه آمده ، نك 8 / 231 ح ) ، ولى در عوض ، انبوهى كلمه ، مشترك و به احتمال فراوان با لهجهء مشترك در آن دو آمده است : خردگى - خردى و كوچكى ( پاك ، 16 - ترجمهء رسمى ، 4 / 895 . . . ) ؛ جوامرد - جوانمرد ( پاك ، 17 - ترجمهء رسمى ، 4 / 940 . . . ) ؛ فرغول كار - بىخبر ، غافل ( پاك ، 22