بيتك . و آنگه [ كه ] بنا تمام كردند ، به زانو درآمدند و گفتند : خداوند ما بپذير از ما اين برآوردن خانهء تو » ( صص 98 - 99 ) .
ملاحظه مىشود كه مفسر ، چون به ترجمهء آيه مىرسد به شدت مراعات ترتيب الفاظ مبارك قرآن را مىكند و سياق معمول خود را در فارسىنويسى فرومىگذارد .
جملهء « خداوند ما ، بپذير از ما اين برآوردن خانهء تو » به هيچوجه با آنچه تاكنون از اين متن ديدهايم شبيه نيست ، بلكه به شيوهء مفسران و مترجمان تفسير بزرگ نزديك مىگردد . از اينگونه ترجمهها ، هنگام مقايسه ميان كتابها ، فراوان خواهيم ديد ، اما شگفت آنكه مؤلف ، هنگام تشريح و توضيح يك لغت نيز همينگونه عبارتپردازى مىكند و گويى عينا از يك فرهنگ عربى گرتهبردارى كرده است : « من ترا امامى خواهم گردانيد . اى كه : پيش روى پيشروندگان اندر نيكيها و آموزنده مر نيكان را نيكيها » ( ص 89 ) . در عبارت زير ، تقليد از شيوهء عربى ، به خوبى آشكار است : جايى كلمهء حسد را اينگونه به عربى و فارسى شرح مىكند :
( الحسد غمّ يظهر فيك بما انعم الله على اخيك حسد غمى بود كه پديد آمد در دل تو به نيكويى كه پديد آيد در برادر تو » ( ص 40 ) .
با اين همه ، چنان كه اشاره شد . ترجمههاى روان و عبارات طبيعى كه احتمالا از گرايش مؤلف به تفسير و ذكر داستان ناشى شده است نيز در اين كتاب فراوان مىتوان يافت :
الف - پاك ؛ ب - ترجمهء رسمى
وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى تُفادُوهُمْ
( بقره / 85 ) :
الف ، 31 - چون از شما كسى گرفتار آيد به دست دشمنان ، مال خويش بدهيد و او را باز خريد .
ب ، 1 / 86 - اگر بيايند بشما اسيران ، فدا كنيدشان .
البته توجه داريم كه معناى معروف اين بخش از آيه چنين است : اگر [ دشمنان ] به دست شما گرفتار آيند ، شما در ازاى فديه آزادشان مىكنيد . بنابراين ترجمهء پاك يا به راستى غلط است يا به راه يكى از تفاسير غريب رفته است .
ترجمهء رسمى هم كه عينا در برخى تفاسير ديگر تكرار شده است ( مثلا ابو الفتوح رازى ،