ترجمهها نباشد . اشتراك در خاستگاه ، هرچند كه ناچار به تشابه و همسازى ميان واژگان و پديدههاى گويشى در همهء كتابها مىانجامد ، اما ديگر در ساختار جملات ، آن هم جملاتى غير طبيعى و تصنعى كه تحت تأثير زبان بيگانه حاصل شدهاند ، اثر چندانى نمىتواند داشت . به اين جهت ما پنداشتهايم كه - علاوه بر « هم ولايتى بودن » اين ترجمهها ، نخستين ترجمهء قرآن كريم ، يا همان ترجمهء رسمى تفسير بزرگ ، نفوذ خود را در همهء آنها اعمال كرده است . به عبارت ديگر اين آثار همه در حوزهء تأثير آن ترجمهء رسمى قرار دارند و به نسبت دورى و نزديكى هريك با ترجمهء نخستين ، مقدار شباهتشان هم با آن كم و زياد مىشود . آنگاه كه شباهتشان بسيار شديد گردد ، مىتوانيم اثر را نوعى تقليد از ترجمهء رسمى بپنداريم و تفاوتها را نيز زاييدهء بهسازى يا تصحيح برحسب نظر مترجم بشماريم ، همچنان كه در مورد قرآن ترجمهء شمارهء 4 ملاحظه شد ؛ و هرگاه شباهت كاهش يابد و ترجمه اندكاندك از اصل دورى گزيند ، اثر را در حوزهء تأثير ترجمهء رسمى مىنهيم ، و اين البته در صورتى است كه عوامل تشابه ، چه از نظر واژگان و چه از نظر ساختار نحوى و چگونگى برداشت معانى در هردو اثر موجود باشد . اگر كتابى را كه قاعدتا از حوزه تأثير ترجمهء رسمى بيرون است و نحوهء برداشت آن از معانى ، ريخت عبارات فارسى و حتى واژگان آن نيز با ترجمهء اصل تفاوت دارد با ديگر ترجمهها بسنجيم ، آنگاه مراد ما از تشابه ، آشكارتر مىگردد . در ميان كتابهايى كه ما برگزيدهايم و پس از اين باهم مقايسه خواهيم كرد ، ترجمهء ميبدى نمونهء بارز تفاوت است ( رك : توضيحات ما دربارهء اين كتاب ) .
ترجمهاى كه در تفسير قرآن پاك از آيات قرآنى مىيابيم ، نسبت به تفسير بزرگ ، اندكى به فارسى روان معمول در سدهء 5 نزديكتر است . در نثر اصلى مؤلف ، يعنى در آنچه ترجمه از جملهاى عربى نيست ، گاه ملاحظه مىشود كه در چندين عبارت پىدرپى ، فاعل + مفعول + قيد + فعل ، همچنان كه معمول فارسى معاصر نيز هست ، در پى يكديگر قرار گرفتهاند . گاه نيز ملاحظه مىشود كه نويسنده ترجيح داده است قيدها و تركيبهاى قيدى يا متعلقات مفعول را در آخر جمله بنهد ، و اين نيز به روانى عبارت زيانى نمىزند . اما گاهى ، مفعول هم در پايان جمله آمده و گويى متن را اندكى ثقيل كرده است . اين مورد اخير نسبت به موارد ديگر ، در قرآن پاك كمتر است . اين
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص٩٠