تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
درنمىگذرد . يعنى مترجمان از شيوهء وام‌گيرى ، در محدودترين حدى كه در سراسر ادب فارسى مىشناسيم استفاده كرده‌اند و بدين‌سان خدمتى بىنظير به ادبيات فارسى كرده‌اند . متأسفانه روش اين بزرگان در قرنهاى بعد ، نه در معادل‌يابى دنبال شد و نه در روش به‌كارگيرى همين واژه‌هاى قرضى . اينان دوست نمىداشتند كلمات عربى را با خصايص صرفى آنها در زبان خود به كار برند . از اين‌رو ملاحظه مىكنيم كه از استعمال جمع‌هاى مكسر و سالم و انواع قيدها و دهها ريخت صرفى عربى كه بعدها در فارسى رواج يافت پرهيز كرده‌اند و بدين‌سان نشان داده‌اند كه زبان فارسى ، از همان آغاز گسترش ، پويا و زاينده بوده است . 2 . معادل‌جويى يا معادل‌سازى در واقع شاهكار مترجمان بخاراست . ايشان اگر در كار جمله‌پردازى و دستور ، از پذيرفتن هرگونه مسئوليت سرباز زده‌اند ، در عوض ، در مقابل واژگان نو و ناآشناى قرآن كريم دليرى و گستاخى كرده‌اند و تقريبا در ازاى همهء آنها واژه‌اى از چشمه‌هاى پربار زبان خود برگزيده و برنهاده‌اند . در زمينه باورهاى دينى ، از خداشناسى و آفرينش گرفته تا فرجام‌شناسى ، از منابع كهنى كه نيك مىشناختند بهره گرفتند و كلماتى را كه گاه امروز برايمان غريب مىنمايد ، در مقابل كلمات عربى به كار بردند : اگر امروز ما براى بدعة كلمه‌اى جز بدعت نمىشناسيم ، آنان گويى بر خلاف ما ، آن لفظ را در فارسى مأنوس نمىدانستند و لفظ « نوآمده » را به جايش نهادند ( 6 / 1681 ) . ما اينك
فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ
را به « او ايمان آورد و شما تكبر كرديد » ( رهنما ، 4 / 104 ، 108 ؛ يا احيانا « گردن‌كشى كرديد » ، آيتى ، 504 ، 506 ) ترجمه مىكنيم . اما آنان ، « بگرويد و بزرگ‌منشى كرديد » ( 6 / 1681 - 1683 ) ترجمه كرده‌اند . يا در مقابل جن و احقاف ، « پريان » و « تلهاى ريگ » نهاده‌اند ( 6 / 4 - 1683 ) . هنگام مقايسه ميان ترجمه‌هاى گوناگون قرآن ، عظمت كار اين مترجمان آشكارتر خواهد شد . اما اين شيوه ، با همهء اهميتى كه در احياى زبان فارسى داشته ، از نظر كار ترجمه خالى از اشكال نيست و همان نقصى را كه دربارهء ترجمهء شيطان به ديو بيان كرديم ، به همراه دارد . حوزهء معنايى كلمات فارسى هيچ‌گاه صددرصد با حوزهء معنايى اصل عربى آنها منطبق نيست . بىترديد اين انطباق يا عدم انطباق در هر كلمه متفاوت است و مقدار و شدت و ضعف خاص خود را دارد . اگر بپنداريم كه « بزرگ‌منشى » در قرن
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 42 | آذرتاش آذرنوش