. . . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا . . .
( بقره / 6 ) : بدرستيكه آنكسها كه كافرانند . . . ( 1 / 20 ) ؛
. . . إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ . . .
( ابراهيم / 47 ) : حقّا كه خداى عز و جل ارجمند است ( 4 / 827 ) .
خوب است نحوهء ترجمهء اين حرف را در چند اثر ، باهم مقايسه كنيم :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ
( نك بخش مقايسهء ترجمهها )
ترجمهء رسمى : بيرون كن نعلين از پاى تو كه تو بوادى پاكيزهاى ؛
عشر : نعلينها از پاى بكش . . . كه تو . . . اندرين وادى پاكيزهاى ( ترجمهء كمبريج نيز به اين ترجمه شبيه است ) ؛
قصهها : بيرون كن نعلين ترا بدرستى كه تو بدين وادى پاك كرده [ اى ] .
اغراق در كار ترجمهء انّ به زمان حاضر كشيده شده است و امروز كمتر شاگرد دبيرستانى يا دانشجويى را مىتوان يافت كه لفظ « بدرستيكه » را در مقابل انّ قرار ندهد .
4 . گرتهبردارى « 1 » عبارت است از ترجمهء اجزاء يا كلماتى كه يك تركيب يا اصطلاح يا حتى جملهاى را در زبان بيگانه تشكيل مىدهند . مانند : « سيب زمينى » كه در زبان معاصر ترجمهء
pomme de terre
فرانسوى است ، يا « او به مذهب امام مالك مىرفت » كه ترجمهء جزءبهجزء اين عبارت عربى است : كان يذهب مذهب الامام مالك .
اين شيوه امروز در زبان ما چندان رواج يافته كه بنياد زبان فارسى را به خطر انداخته است . مترجمان بىشمارى كه هنوز نه زبان بيگانه را نيك مىدانند و نه زبان مادرى خود را ، در هر قدم به اين دام مىافتند و عباراتى مىپردازند كه فارسى اصيل با آنها به كلى بيگانه است . اگر امروز تركيبات اروپايى را به فارسى برمىگردانند ، از زمان سامانيان تركيبات عربى بود كه سيلوار به فارسى هجوم آورد . اما در مورد ترجمهء قرآن
هامش
( 1 ) اين اصطلاح را ابو الحسن نجفى در برابر كلمهء فرانسوىcalqueو انگليسىloanshiftاختيار كرده و موضوع را مورد بحث قرار داده است . نك : دربارهء ترجمه ، تهران ، 1365 ، ص 130 . ژان پل وينه نيز بحث هوشمندانه و مفيدى در همين باره دارد : نك :Jean - Paul Vinay , " La Traduction humaine " , dans Le Langage , Paris , 1968 ( Encycl . de la Ple ? iade . No 25 ) , pp . 729 - 757 .اين مقاله به فارسى نيز ترجمه شده . نك : فصلنامهء ترجمه ، تهران ، 1365 - 1366 ، شمارههاى 2 و 3 - 4 . اما ترجمهء بخش مربوط به گرتهبرداى ، نارساست .