تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
1 . ترجمهء رسمى : چى بشتاوانيد ترا بيامدى پيش از قومت اى موسى * گفت ايشان اينك بر پى من‌اند ( ح : اينك‌اند بر پى من ) و بشتافتم سوى تو اى بار خداى ناخشنود گردى ( 4 / 994 ) ؛ 2 . ترجمهء داخل متن : چرا از پيش قوم برآمدى يا موسى * گفت كه قوم از پس من مىآيند و من بشتافتم تا تو از من خشنود باشى ( 2 / 388 ) .
. . . قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا . . .
( اعراف / 155 ) ؛ 1 . ترجمهء رسمى : گفت : خداوندا اگر خواستى هلاك كردى ايشان را از پيش و مرا . مى هلاك كنى بدآنچه كردند آن نادانان از ما ( 2 / 539 ) ؛ 2 . ترجمهء داخل متن : گفت يا رب اگر خواستى ايشان را هلاك توانستى كردن از پيش و مرا نيز هلاك كردى بدآنچه آن نادانان كردند از ما ( 2 / 389 ) .
قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
( طه / 96 ) ؛ 1 . ترجمهء رسمى : گفت سامرى بديدم آنچه نديدى شما آن را يا بنى اسرائيل . برگرفتم خاك از پى اسب جبرئيل برانداختم آن خاك را در دهن گوساله و چنان آراسته كرد مرا تن من ( 4 / 995 ) . 2 . ترجمهء داخل متن : گفت من آن ديدم از ايشان كه تو نديدى . قبضه‌اى از پى پاى جبرئيل برگرفته بودم و بدآن گوساله اندر انداختم تا به سخن آمد ؛ و نيز تن من مرا بر آن داشت كه ايشان را هلاك كنم ( 2 / 390 ) . به راستى اختلاف ميان اين دو لحن در مقابل يك متن ، اما در دوجاى متفاوت ، بسيار جالب توجه است و نيك نشان مىدهد كه مترجمان چيره دست بخارا در كار خود تجربهء بسيار كسب كرده بودند و پشتوانهء زبانى كلانى داشته‌اند . اين همه دقت در كار ترجمه و اين همه شيوايى و زيبايى در واژه‌يابى و جمله‌پردازى ، چيزى نيست كه كسى را در تجربهء نخست فراهم آيد . حال آنكه ترجمه‌هاى رسمى قرآن كريم گاه چنان پريشان و درهم ريخته است كه عاقبت خواننده را نوميد مىسازد . اما پس از آشنايى با متن‌هايى كه با يكديگر مقايسه كرديم ، ديگر تهمت ناتوانى به آن بزرگان نمىتوان زد .