تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
هنگام ترجمهء رسمى رخ مىداد ، خود را گرفتار الفاظ نمىبيند و چون آيه را براى توضيح معنايى يا تأييد مطلبى مىآورد و ترجمه مىكند ، ناچار بايد آن را به زبانى بنويسد كه هم با سياق مجموعهء متن همساز باشد و هم خواننده معنى آن را به آسانى دريابد . بدين‌سان در درون تفسير فارسى ، ترجمه‌هايى از قرآن كريم مىيابيم كه ساختمانى طبيعى و كاملا مفهوم دارند و گاه الفاظى اضافى هم در تفسير يا توضيح كلمه‌اى در داخل آنها راه يافته است . مقايسه ميان چند نمونه از اين‌گونه ترجمه‌ها ، البته موضوع را روشن‌تر مىسازد :
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ
( قصص ، 85 ) . 1 . ترجمهء رسمى : حقّا كه آنك بفرستاد بر تو قرآن باز برد ترا سوى وعده‌گاه ( 5 / 1275 ) . 2 . ترجمهء داخل متن : آن خداوند كه اين قرآن به تو فروفرستاد ، هم آن خداى ترا به مكه باز رساند ( 2 / 366 ) .
رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا . وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
( مريم ، 4 ، 5 ، 6 ) . 1 . ترجمهء رسمى : اى بار خداى من ، منم سست شد استخوان از من و بدرخشيد سر بيپرى و نبودم به خواندن تو اى خداى من رنجورى . و من مىترسم از خويشاوند خويش از پس مرگ من ، و هست زن من نازاينده ، بده مرا از نزديك تو دوستى و فرزندى . تا ميراث گيرد از من دانشمندى و ميراث گيرد از گروه يعقوب و كن او را اى بار خداى من پسنديده‌اى . 2 . ترجمهء داخل متن : من چنان گشتم كه استخوان‌هاى من سست گشت و سپيدى بسر من اندرآمد ، و هرگز من بدبخت نبودم . حاجت كه خواستم از تو ، بده مرا فرزندى تا آن فرزند ميراث‌دار من باشد و دين تورات و شريعت آن بر خلق نگاه دارد ، كه من بترسم كه چون از اين جهان بيرون شوم ، اين مردم اين دين مسلمانى ضايع كنند ( 4 / 972 ) . ملاحظه مىشود كه بخش اول اين ترجمه كاملا دقيق است . اما در بخش دوم دو آيه را جابه‌جا كرده ، معنى و تفسير موردنظر خود را در آن نهاده ، برخى عبارات را به معنى ترجمه كرده ( ميراث دارى از آل يعقوب به حفظ تورات معنى شده ) و عاقبت جملهء