فارسى منطقى و روشنى عرضه داشته است ؛ هرچند كه چون يك اصل عمده در آيه ( نازا بودن زن ) و نيز بخش اخير آن از ترجمه افتاده ، و نيز چون دوجا با متن اصلى مطابقت ندارد ، ممكن است از پذيرفتن آن به عنوان يك ترجمهء نهايى امتناع كنيم .
أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا
( مريم ، 20 ) ؛
1 . ترجمهء رسمى : از كجا بود مرا پسرى و نرسيده است به من آدمى و نبودم وى سامان كارى ( 4 / 959 ) .
2 . ترجمهء داخل متن : مرا چگونه فرزند باشد كه مرا هرگز هيچ آدمى نبسوده باشد ؟ و مريم نيست از فسادكاران . . . ( 4 / 980 )
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
( آل عمران 49 ) ؛
1 . ترجمهء رسمى : من بيافرينم شما را از گل چون مانند مرغى ، اندر دمم اندرو ، باشد مرغى بفرمان خداى ، و روشن كنم نابيناى مادرزاد و نيكو كنم پيسى را و زنده كنم مرده را بفرمان خداى ، و آگاه كنم شما را به آنچه خوريد و آنچه بنهادهايد اندر خانهاى شما ( 1 / 212 ) ؛
2 . ترجمهء داخل متن : اول بارى مرغى از گل بكنم و بران كنمش كه برخيزد و بپرد ( نسخه بدل : و به دو اندر دمم تا بپرد ) و كوران را كه از مادر كور باشند بينا كنم بفرمان خداى عز و جل ، و مرده را زنده كنم بفرمان خداى عز و جل و شما را بگويم كه چى خورديد و بازنهاديد فردا را ( 4 / 982 ) .
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها
( احزاب ، 37 ) ؛
1 . ترجمهء رسمى : و چون آنگاه بگزارد زيد ازو حاجت ، زن داديم او را به تو ( 6 / 1428 ) ؛
2 . ترجمهء داخل متن : چون زمانه فراز آمد كه زيد زن خويش را طلاق داد ، ما ويرا از پس عدّت به تو داديم بزنى . و اين وطر بدين جايگاه « طلاق » است ( 6 / 1436 ) . پيداست كه جملهء اخير ، توضيحى است دربارهء آن ترجمهء مخصوص .
ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى * قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى
( طه / 83 ، 84 ) ؛