غالبا مىتوانند الفاظ فارسى را در قالبهاى معمول و معروف زبان خود بريزند و از آنها عبارات قابل فهم تدارك بينند ، بخصوص كه متن قرآن خود - هرچند كه ممكن است مفهوم آن خواننده نباشد - باز او را در تكوين ريخت معنايى عبارت كمك فراوان مىكند . با اين همه اصرار بر ترجمهء تحت اللفظى ، گاه موجب پيدا شدن عباراتى شده كه به راستى قابل درك نيستند و احيانا معناى نادرستى القاء مىكنند . مثلا مىدانيم كه برخى از فعلهاى عربى با باء متعدى مىشوند ، و ناچار آن باء در زبان فارسى هيچ نقشى نمىتواند داشته باشد . با اين همه ، وسواس مترجم در بازگو كردن يكيك كلمات قرآنى ، او را بر آن داشته كه عبارت
يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ
را چنين ترجمه كند : « بيارد بشما خداى » ( ترجمهء رسمى ، 1 / 109 ) ، حال آنكه ديگران ، عموما آن را به « شما را گرد مىآورد » يا معانى مشابه برگرداندهاند . بعيد است كه خواننده بتواند از آن عبارت فارسى ، معناى درستى استنباط كند . همچنين در چند مثالى كه اينك مىآوريم ، خواننده به كلى سردرگم مىماند :
« و از عرب آنك گيرد ، آنچه هزينه كند با وامى و چشم دارد بشما گشتن برايشان گشتن بد » ( 3 / 625 ؛ توبه ، 98 ) . حال آنكه معنى كلى آيه چنين است : « برخى از اعراب ، آنچه را هزينه مىكنند ، غرامتى مىپندارند و [ پيوسته ] چشم بر آن دارند كه حوادث بد روزگار بر شما گردد . حوادث بد بر خودشان گرددا » .
در برخى عبارات ، مترجم كوشيده است برخى اصطلاحات يا كلمات را توضيح دهد ، اما با اين كار ، نه تنها چيزى بر روشنى جمله نيفزوده كه آن را مبهمتر نيز كرده است ، مثلا : « حقا كى آبادان كى كند ( - آبادانگى ؟ ) كند [ و شايد كى عمارت كند ] مزگتهاى خداى را آنكس كند كه بايد كه بگرويده است بخداى عز و جل و روز بازپسين [ برخاستن از گور ] و بپاى داشته بود نماز را [ بشرطهاى آن ] و بداده بود زكات [ فريضه ] و نترسيده بود مگر از خداى عز و جل . پس سزد [ و شايد بود و واجب بود ] ايشانت گر باشند از راه راست يافتگان [ و راه راست بيستادگان ] » ( 3 / 604 ، توبه ، 18 ) . ترجمهء آيهء بعدى نيز تا حدودى به همين شيوه است . در اينجا ، همهء عباراتى كه ميان دو قلاب نهادهايم ، اضافى است و مترجم آنها را يا براى توضيح كلمهاى آورده ( مانند برخاستن از گور در توضيح روز بازپسين ) ، يا به سبب ترديد در ترجمهء كلمهاى دشوار كه گاه معادل