تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
2 / 387 . . . ) ، اين گويش كه در قرآن رى ( نك به بحث ما دربارهء آن ) فراگير است و در تفسير بصائر نيز گاه‌به‌گاه آمده ، آيا لهجهء نواحى مركزى ايران است كه در آن داخل شده ، يا اصل اين بوده و بقيه را سراسر تغيير داده‌اند ؟ بىترديد وجود اين شكل‌ها و كلمات در يك جا و عدم ظهورشان در جاىهاى ديگر خود دليل روشنى بر دستكارى شدن جاىبه‌جاى متن است : در همهء قطعاتى كه از اين تفسير در بالا ذكر كرديم يك‌بار هم لفظ « ايدون » به چشم نمىخورد ، اما همان را بارها در تفسير سورهء مريم مىيابيم « 1 » .

ترجمهء قرآن كريم در تفسير و ترجمه رسمى

1 . ترجمهء مستقل

بيشتر آن نكاتى كه دربارهء متن تفسير بزرگ بيان كرديم ، بر ترجمه‌اى كه دانشمندان خراسان از قرآن كريم در درون همان متن داده‌اند منطبق نيست . مترجم يا مترجمان با آنكه فتواى فقيهان را در دست داشتند و مىتوانستند قرآن را آن‌چنان كه شايسته است به فارسى برگردانند ، باز در مقابل نص مقدس چنان دچار ترديد و تزلزل شدند كه يكباره زبان معمول خود را رها كرده در بيشتر جاىها به امر واژه‌يابى بسنده كردند . واكنش اين مردان قابل درك است : اسلام در واقع معجزه‌اى جز خود قرآن ندارد ؛ اين معجزه نيز ، آن‌چنان كه از وحى الهى برمىآيد ، در لفظ و تركيب ، و معنى آنها منحصر است . بىگمان مترجم ايرانى خود مىداند كه هرچند بكوشد و هرچه دانش و هنر داشته باشد باز قادر نخواهد بود كه در زبان فارسى ، آن معجزهء الهى را بازگو كند و يا حتى پرتويى از آن را هويدا سازد . از سوى ديگر سخن الهى ، منشأ همهء اعتقادات و احكام شرعى ايشان است . بنابراين ، اندك تخطى از لفظ خداوند ، خطر آن را دارد كه در احكام شرع خللى حاصل شود و مترجم به گناه سختى آلوده گردد . آن احساس عجز در برابر وحى
هامش
( 1 ) دربارهء نثر كتاب معروف به ترجمهء تفسير طبرى ، در برخى از مقالاتى كه در يادنامهء طبرى چاپ شده ، اطلاعات مفيدى مىتوان يافت . بخصوص : « برخى نكات دستورى و واژگانى در ترجمهء تفسير طبرى » از فريدون تقىزادهء طوسى ، ص 561 به بعد ؛ « ترجمهء تفسير طبرى » از دكتر مهدى محقق ، ص 727 به بعد .