گفتار بيستم مواهب - كمال الدين حسين كاشفى ، مواهب عليه يا تفسير حسينى
با تصحيح و مقدمه و حاشيهنگارى سيد محمد رضا جلالى نائينى ، تهران 1317 .
تاريخ تأليف كتاب : 899 ق .
كمال الدين معروف به واعظ كاشفى كه در 910 ق . درگذشته است ، بيشتر عمر را در هرات گذرانيد . آن شهر به روزگار كاشفى ، با همت سلطان حسين بايقرا به صورت يكى از مراكز بزرگ دانش و ادب درآمده بود . كاشفى آنجا با بزرگان و دانشمندان و شاعران و فقيهان آميزش مىكرد و با عبد الرحمن جامى خويشاوندى يافت .
محيط مناسب و هوشمندى و زيركى و دانشدوستى موجب شد كه كاشفى بزرگترين نويسنده و محقق زمان خود گردد . وى كه هفتهاى چندينبار در مراكز مختلف هرات در جوامع سنىمذهب وعظ مىكرد ، وقت آن را نيز يافت كه بيست و چند كتاب در موضوعاتى بس گوناگون تأليف كند ؛ وى علاوه بر دو سه تفسير ، در باب اخترشناسى و حساب و داستانسرايى و اوراد و حتى سحر و طلسم نيز كتاب و رساله نگاشته است .
كاشفى از زادگاه خود سبزوار هم كه شهرى سراپا شيعى بود نبريد و آنجا هم گويا مجالس وعظ برپا مىكرد . با اين همه عاقبت كس ندانست كه او بر چه مذهب است .
كتاب روضة الشهداى او چندان شهرت يافت و چندان بر سر منابر خوانده شد كه سرانجام اصطلاح « روضهخوان » از آن پديد آمد . با اين همه مولى فتح الله كاشانى - چنان كه در گفتار مربوط به او خواهيم ديد - وى را مار خوش نقش و نگار دانسته و