دوم « بخوريد از . . . » اگرچه فارسى روان نيست ، اما نسبت به عبارت نامفهوم ابو الفتوح ، مقبولتر است . دو جملهء آخر ، فارسى خوب و روان است . هرچند كه بهجاى « گرد اين درخت نگرديد » مىتوانستيم جملهء بعد را « نزديك او نشويد » كه به اصل نزديكتر است برگزينيم .
در نمونهء دوم ، مؤلف به كمك برخى افزودهها ، ترجمهء خويش را مفهوم و مقبول ساخته . سطر آخر ترجمه ، هم از دقت نسبى برخوردار است و هم از زيبايى بسيار :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
( بقره / 153 ) .
الف - اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد . . . يارى به صبر و نماز جوئيد . . . كه خداى تعالى با صابران است ( 1 / 178 ) .
ب - اى آنان كه بگرويدى يارى خواهيد به روزه و نماز كه خداى با صابران است ( 2 / 226 ) .
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما
الف - صفا و مروه از جملهء اعلام و مناسك حج است . . . هركه حج كند . . . يا طواف عمره . . . [ اگر پندارد بر او بزهاى است ] بر او هيچ بزه نيست كه طواف كند .
ب - كوه صفا و مروه از نشانهاى خداست ، هركه حج خانه كند يا عمره كند بزه نيست بر او كه طواف كند بر ايشان .
وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ
( بقره / 158 ) .
الف - هركه به رغبت خويش خيرى كند . . . خداى تعالى شكر آن فعل خير وى كند ( 1 / 186 ) .
ب - هركه بكند كارى نكو ، خداى هو سپاس داناست ( 2 / 252 ) .
در اين دو نمونه ، همان اندازه كه عبارات فارسىتر شدهاند ، كلمات عربى گرديدهاند : « نشانههاى خدا » به « اعلام و مناسك » ، « نيكو » به « خير » ، « هوسپاس » به « شكر » . . . تغيير يافتهاند .
اما در بسيارى از آيات كوتاه مكى كه به سبب دشوارى ، موجب اختلاف گسترده در تفاسير و ترجمهها گرديدهاند ، كار بر گازر نيز سخت مىگردد و به زحمت مىتواند از حد الفاظ ابو الفتوح پا فراتر گذارد :