تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ
الف - چون واقع شود واقع شدنى . . . - چون قيامت برخيزد * او را كاذبه‌اى نباشد - در خبر او دروغ نيفتد . ب - وقتى كه واقع شد واقعهء رستخيز * نيست مر وقوعش را تكذيب‌كننده .
خافِضَةٌ رافِعَةٌ
( واقعه / 1 - 3 ) . الف - قومى را حفض كند [ و به دوزخ فروبرد ] و قومى را رفع كند [ و به درجات بهشت رساند ] ( 1 / 342 ) . ب - پست‌كننده بر افرازنده ( ابو الفتوح ، شعرانى ، 11 / 2 ) . در اين ترجمه‌ها ، آنچه گازر آورده ، عينا از درون تفاسير ابو الفتوح ( و نه ترجمه‌هاى مستقل ) اخذ شده است . توجه به تفسير ، البته موجب مىشود كه مترجم ديگر نتواند به يك جمله قناعت كند ، زيرا آنچه با آيه منطبق است ، به حد كافى روشن نيست پس بايد جمله‌اى ديگر - كه خود نوعى ترجمه به معناست - به دنبال آورد . حال اگر در مفهوم كلمه اختلاف بسيار افتد و تفاسير متعدد گردد ، لاجرم ترجمه را نيز بايد به گونه‌اى متعدد آورد . البته هيچ مترجمى چنين نمىكند و در مقابل كلمهء الهى ، عاجزانه كلمه‌اى گنگ مىنهد و مىگذرد . و اگر ترجمه با تفسير همراه نباشد ، خواننده نيز در گنگى باقى مىماند و ناچار از تخيلات يا دانش خويش يارى مىگيرد . در سورهء مباركهء نجم ، تقريبا همهء كلمات چنين‌اند مثلا دربارهء معنى نخستين كلمهء سوره ، يعنى
النَّجْمِ
، بيش از ده معنى ذكر كرده‌اند . اما در اين كلمه اشكال ديگرى هم هست كه مترجم نمىتواند از چنگ آن بگريزد : كلمهء نجم هم ممكن است مفرد باشد و هم جمع . به همين جهت گازر ناچار شده است لا اقل سه ترجمه براى آن بياورد .
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
( نجم / 1 ) . 1 . سوگند . . . بنجم چون فروشود ( 1 / 4 - 243 ) . 2 . به حق و حرمت آن ستاره كه در خانه على [ ع ] فرود آمده است ( 1 / 248 ) . 3 . به حق ستارگان كه فروميشوند ( 1 / 249 ) .