ب - و چون بينند آن كسها كه بگرويدند گويند بگرويديم و چون بنهان گردند سوى ديوان ايشان ، گويند ما با شماايم ، ماييم افسوسكنان ( 1 / 21 ) .
قصهها - و چون فرارسند فاز آن كسهايى كه برويدهاند گويند برويدهايم ما . چون خالى شوند وا ديوان ايشان . . . گويند ما وا شماييم . . . بدرستى كه ما افسوس دارندگانيم ( 1 / 3 ) .
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
( بقره / 34 ) .
الف - [ ياد كن اى محمد ص ] . . . آنكه گفتيم مر فريشتگان را كه سجده كنيد آدم را . پس سجده كردند ايشان مگر ابليس كه او سر باززد و بزرگ منشى كرد و گشت . . . از ناگرويدگان ( ص 57 ) .
ب - چون گفتيم فريشتگان را كه سجده كنيد آدم را . پس سجده كردند مگر ابليس كه باز ايستاد و بزرگ منشى كرد و بود از كافران ( 1 / 47 ) .
قصهها - [ ياد كن اى محمد ص ] كه گفتيم ما آن فريشتگان را . . . سجده كنيد . . . آدم را . . .
همه سجده كردند مگر آن نوميد . . . سر وازد و گردنكشى كرد و گشت از نابرويدگان . . .
( 1 / 7 ) .
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ . . .
وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
( بقره / 36 ) .
الف - پس بلغزانيد ديو ايشان را . . . از آن پايگاه . . . و بيرون آورد ايشان را از آنچه در آن بودند . . . و شما را باشد در زمين آرام جاى . . . و برخوردارى تا هنگامى ( ص 59 ) .
ب - بىراه كردشان ديو از آن و بيرون كرديمشان از آنكه بودند در آن . . . شما راست اندر زمين آرامش و برخوردارى تا هنگامى ( 1 / 47 ) .
قصهها - بلغزانيد آدم و حوا را ديو . . . از بهشت بيرون آورد ايشان را از آن . . . كه بودند در آن . . . و شما را بود در زمين آرامگاهى و برخوردارى تا هنگام . . . ( 1 / 7 ) .
قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً . . .
( بقره / 80 ) .
الف - گفتند . . . هرگز نپساود ما را . . . آتش . . . مگر روزى چند شمرده ( ص 98 ) .
ب - گفتند نه پساود ( ح ) ما را آتش مگر روزگارى شمرده ( 1 / 85 ) .
قصهها - گفتند نرسد بما آتش مگر روزى چند شمرده ( 1 / 14 ) .