تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
شخص جمع باشد ( مثلا كنى به جاى كنيد ، مگيرى به جاى مگيريد ؛ نيز در شنقشى ، ص 5 ؛ كمبريج 1 / 311 ) . محقق در بحث كوتاهى به برخى از ويژگىهاى دستورى كتاب نيز پرداخته ( ص 15 به بعد ) كه در جاى خود بسيار سودمند است ؛ اما آنچه خاطر ما را مشغول مىدارد ، همانا چگونگى ترجمه و پىريزى عبارات فارسى در آن است . اين محدودهء كوچك زمانى كه ترجمهء قرآن رى در آن پديد آمده ، بىگمان يكى از پربارترين دوره‌هاى ترجمه و تفسير قرآن است : شنقشى ، ميبدى ، ابو الفتوح ، معين الدين نيشابورى ( بصائر ) ، مترجم قرآن رى ، و البته كسانى ديگر كه هنوز نشناخته‌ايم ، بسيارى از بزرگترين ترجمه‌ها و تفسيرهاى قرآن را به زبان فارسى فراهم آورده‌اند . شايد همين نزديكى زمان ، باعث شده باشد كه مترجمان ، از كار يكديگر ناآگاه مانند ، و يا از بيم تأثيرپذيرى و تقليد ، از آنها مستقيما بهره نگيرند . زيرا هنگامى كه اين ترجمه‌هاى همعصر را باهم مقايسه مىكنيم ، درمىيابيم كه هريك شيوهء خاص خود را برگزيده‌اند و نشانى از تقليد و تأثير در آنها نيست . اما در ژرف‌ساخت ترجمه‌ها ، و از نقطه‌نظر معنىشناسى ، برعكس ، شباهت بس آشكار است . سبب را ما دربارهء ديگر ترجمه‌ها بيان كرده‌ايم و گفته‌ايم كه مترجمان قرن ششم نيز ناچار از ترجمه‌هاى معتبر كهن استفاده مىكرده‌اند و چون ترجمه‌اى معتبرتر از ترجمهء رسمى وجود نداشته ، ناچار آن را پايهء كار خود قرار مىداده‌اند . ما نيز اينجا آن را پايه سنجش قرار مىدهيم ، اما گاه‌گاه از برخى ترجمه‌هاى ديگر هم استفاده مىكنيم . اين كتاب متأسفانه جز ترجمهء خالص قرآن ، ترجمه‌اى يا متنى ديگر ندارد تا بتوانيم دربارهء نثر ، يا شيوهء ترجمهء آن در غير قرآن هم اظهارنظرى بكنيم . با اين همه ، آنچه كاتب ( و شايد مترجم اصلى ) بر آخر كتاب به عربى افزوده و خود ترجمه كرده ، جالب توجه است : ترجمه كاملا تحت‌اللفظى است . گويى او شيوه‌اى جز شيوهء ترجمه‌هاى قرآنى نمىدانسته يا اعتقاد به آن نداشته : و كتب هذا الجامع ابو على . . . الخطيب بقرية كهكابر من ناحية المرجبى من كورة الرىّ . . . بنوشت اين مصحف پدر على . . . خطب‌كننده به ديه كهكابر از بقعهء مرجبى . . . از حوالى شهر رى . . . ( مقدمه ، ص 7 )