ضايع گذاشته و نامهء بسم الله الرحمن الرحيم در آن نبشته كه نه ايزد تعالى ولىّيى را از اولياى خود بفرستد تا آن نبشته را بردارد . . . » ( ص 8 ) . در اين عبارت ، علاوه بر ساختار نحو عربى يك نكتهء ديگر هم قابل توجه است و آن اصرار مؤلف درآوردن معادلهاى فارسى است . اين وضعيت همان است كه در ترجمههاى قرآنى او به چشم مىخورد .
بنابراين شايد بتوان نتيجه گرفت كه مؤلف در برابر احاديث كه پس از قرآن كريم مقدسترين متوناند نيز دل نگران و هراسناك بوده و از بيم لغزش ، از چارچوب نحوى آن گفتارها بيرون نيامده ؛ هرچند كه وسواس او در مقابل احاديث كمتر است تا در مقابل قرآن .
در ترجمههايى كه مؤلف از آيات الهى داده است فارسى گويى مترجم - به تقليد از گذشتگان - آشكار خواهد شد ، اما خوب است براى توضيح و اثبات اين فارسىگرايى ، يك مثال بزنيم :
در ترجمهء كلمهء قرآنى استهزاء ، همگان كلمهء فسوس يا افسوس را آوردهاند . مؤلف بصائر نيز
مُسْتَهْزِؤُنَ
را در آيهء 14 از سورهء بقره به افسوسكنندگان ، و
يَسْتَهْزِئُ
را در آيهء بعد ، به افسوس كردن ترجمه نموده است . اما در سه صفحه تفسيرى كه به دنبال آمده ( ص 35 - 37 ) ديگر از اين كلمه خبرى نيست ، و در عوض پنج بار همان كلمهء عربى استهزاء تكرار شده است .
در نمونههاى زير ، ترجمههاى بصائر را با ترجمهء رسمى و احيانا با برخى ترجمههاى ديگر مىسنجيم . ( الف - بصائر ، ب - ترجمهء رسمى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
( فاتحه / 1 و 2 ) .
الف - به نام خداوند بخشايندهء مهربان * سپاس . . . مر خداى را . . . پروردگار جهانيان .
ب - به نام خداى مهربان بخشاينده * شكر خداى را خداوند جهانيان .
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
( فاتحه / 3 و 4 ) .
الف - ترا پرستيم و از تو يارى خواهيم * بما نماى راه راست را ( ص 8 ، 10 ، 12 ، 15 ، 17 ) .
ب - ترا پرستيم و از تو يارى خواهيم * راه نماى باش ما را به راه راست ( 1 / 10 ) .
ميبدى - ترا پرستيم و از تو يارى خواهيم * راهنمون باش ما را به راه راست ( ص 2 ) .