تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
به ترجمهء رسمى خود افزوده . همين امر باعث شده كه برخى جملات پيچيده كه در ترجمهء رسمى دچار گنگى مطلق‌اند ، در اثر او مفهوم گردند . حوزهء واژگانى او نيز شگفت است : ميبدى گويى خواسته است در مقابل الفاظ الهى ، شكوهمندترين و فخيم‌ترين واژه‌ها را كه از منابع كهن فارسى به دست مىآورد ، بنهد . همين امر موجب شده است كه كتاب او يكى از پربهاترين گنجينه‌هاى زبان فارسى گردد . ترديد نيست كه ميبدى زبان‌دانى پرمايه بود ، اما در اين نيز ترديد نيست كه از منابع اصلى كار خود ، يعنى ترجمه‌هاى كهن‌تر قرآن آگاه بود و از آنها نيز بهره مىبرد . در ميان اين منابع البته كتابى مهمتر و استوارتر از ترجمهء رسمى وجود نداشت . پندارى او ، همان‌طور كه هنگام نگارش نوبت سوم ، تفسير خواجه عبد الله را پيش رو مىنهاده ، هنگام ترجمهء نوبت اول نيز ترجمهء رسمى و شايد ترجمه‌هاى ديگرى را مورد استناد قرار مىداده است . تأثير اين ترجمه بر كار ميبدى ، در دو زمينه آشكار است : ساختار دستورى جمله ، و واژگان . شايد نتوان دربارهء ساختار سخن گفت ، زيرا اين مترجمان ، كارى جز اين نمىكردند كه در مقابل هر كلمه يا تركيب قرآنى ، يك معادل فارسى مىنهادند و لاجرم شكل عباراتشان به يكديگر شبيه مىگرديد . اما نبايد فراموش كرد كه اين شيوه ، همان است كه مترجمان عصر سامانى اتخاذ كردند و پس از آن - چنان‌كه در بررسىهاى پيشين خود ديديم - شيوه‌هاى ديگرى كه برخى كسان ابداع مىكردند - از ترجمه‌هاى آزاد گرفته تا ترجمه‌هاى آهنگين - هيچ‌كدام موفقيت ترجمهء رسمى را نيافتند . به عبارت ديگر ، روش مترجمان عصر سامانى سنتى گرديد كه - نه‌تنها تا عصر ميبدى - كه تا زمان ما نيز ادامه يافته است . در زمينهء واژگان نيز ، چنان‌كه در نمونه‌هاى خود ديديم ، تأثير ترجمهء رسمى نيك هويداست در تعدادى از ترجمه‌هاى ميبدى ، همين‌كه كلمات و جملات اضافى را از آنها بيرون مىكشيم ، ملاحظه مىكنيم كه اسكلت واژه‌هاى آنها به ترجمهء رسمى شبيه مىگردد . ما به عمد نمونه‌هاى متعددى از اين نوع را عرضه كرده‌ايم . اما در آن ميان چهار كلمه هست كه كيفيت خاص و پرمعنايى دارند : وارن ، پژول ،
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 189 | آذرتاش آذرنوش