جَهَنَّمُ
( بقره / 206 ) : دوزخ .
الْخُلَطاءِ
( ص / 24 ) : انبازان
نتيجه
از مجموعهء متنهايى كه در چند مرحله نقل كرديم و پس از مقايسهء ترجمهء كشف الاسرار و ترجمهء رسمى چندين نتيجه حاصل مىشود كه يكى از آنها ، يعنى چگونگى ترجمهء ميبدى در « نوبت اول » به خصوص موردنظر ماست :
1 . در « نوبت سوم » نثر ميبدى شكوهمند و شاعرانه ، شامل مضامين عرفانى و حكمتآميز است . ساختار عبارات غالبا برازنده و مقبول فارسىزبانان است .
صنعتگرايى نگارنده زيانى به سلامت متن نمىزند . از برخى شكلهاى گويشى كه بگذريم ، اساسا كلمات غريب ، يا كهنگرايى در آن اندك است .
2 . تفسير « نوبت دوم » بيشتر به عربى نگاشته شده . بخشهاى فارسى آن هم عموما ترجمهء روايات عربى است . به همين جهت ريخت جملهء عربى فراوان در آن راه يافته .
با اين همه ، قطعات شيوا ، و از نظر دستور زبان فارسى ، درست ، در آن فراوان است . اين بخشها را بايد طبيعىترين گفتار و معمولىترين شيوهء بيان در عصر ميبدى پنداشت .
زيرا وى به زبان عامهء مردم با سواد روزگار خود سخن گفته است . و چون مضامين معمول و همگانى ، مانند احكام شرع را بيان مىكرده و مضامين ارجمند و لحن و واژگان شايستهء آنگونه معانى را براى « نوبت سوم » وامىنهاده ، ناچار انبوهى كلمهء عربى كه ديگر در قرن 5 - 6 هجرى معروف ايرانيان شده بود ، در آن به كار آمده و جاى كلمات فارسى كهن را گرفته است . حجم اينگونه كلمات شايد به 30 تا 40 درصد برسد .
3 . در « نوبت اول » همهچيز تفاوت دارد : ساختار عبارات ، فارسى نيست ، زيرا ميبدى ، آيات الهى را بخشبخش و گاه كلمهبهكلمه ترجمه كرده و خود مىدانسته كه از آن گونه ترتيب ، جملهء فارسى درستى فراهم نمىآيد . از اين جهت ، ژرفساخت ترجمهء ميبدى با ترجمهء رسمى معروف به ترجمهء تفسير طبرى ، تفاوت چندانى ندارد . اما تفاوت كار دو ترجمه در آن است كه ميبدى ، اولا گهگاه با تغيير دادن جاى افعال ، جملات خود را اندكى فارسىتر گردانيده ، ثانيا او در بيشتر جاىها ، كلمهاى يا جملهاى