پيشينگان : الاوّلين ، 1 / 601 ؛ پاك 24 ؛ ترجمهء رسمى ، 4 / 840 . . . ؛ عشر ، 145 . . .
برده كردن : با دليل مغلوب كردن ، 1 / 133 ، 469 ؛ پاك ، 24 .
خستون - خستو : مقّر ، معترف : 1 / 106 ، 110 ( مكرر آمده ) ، پاك ، 30 ؛ عشر ، 81 ، 403 ( مكرر آمده . . . ) ، ترجمهء رسمى ، 1 / 231 ح .
سرگزيت - سرگزيد : جزيهء سرانه ، 2 / 375 ؛ پاك ، 32 ؛ ترجمهء رسمى ، 3 / 608 .
بزرگمنشى : استكبار ، 1 / 595 ؛ پاك ، 37 ؛ ترجمهء رسمى ، 7 / 1953 .
آزادى : شكر ، سپاس ، 1 / 359 ( مكرر است ) ؛ پاك ، 91 ، ترجمهء رسمى ، 3 / 793 ، 6 / 1613 .
از اينگونه كلمات ، فراوان مىتوان يافت ؛ ما به اين اندك مقدار بسنده مىكنيم .
اما آنچه اين ترجمه را مانند ترجمهء بخشى از ترجمههايى كه تاكنون ديدهايم متمايز مىسازد ، دلنگرانىهاى مكرر مترجم است . وى ، از آنجا كه بر معانى و تفاسير متعددى آگاه بوده ، در مقابل بسيارى كلمات يا عبارات ، بر خلاف مترجمان تفسير رسمى ، نتوانسته است تصميم قاطعانهاى بگيرد و يك معنى را برگزيند و ناچار دو ، سه و گاه چهار معنى براى يك كلمه يا يك عبارت ارائه داده است ( در اينباره ، نگاه كنيد به آنچه در مورد بخشى بيان كرديم ) منشأ اين ترديدها هميشه يا پيچيدگى معناى كلمه است ، يا شأن نزول آيه و تفاسير مربوط به آن :
أَنْ يَطْغى
: 1 . نافرمانى كند 2 . پاى از اندازه زان سوى نهد ( 1 / 58 ) ؛
سُلْطانٍ
: 1 . حجت 2 . دستى ( 1 / 591 ) ؛
سبّج : 1 . نماز كن 2 . توحيد خداى خويش را ياد كن 3 . اندر سجود بگوى : سجان ربى الاعلى . . . ( 2 / 582 ) ؛
هُدىً
: 1 . الهام داد تا هر نرى بداند با مادهء خويش چگونه گرد بايد آمد 2 . مردم را راه سعادت و شقاوت بنمود 3 . كفر را و ايمان را خير را و شر را پيدا كرد ( 2 / 3 - 582 ) ؛
الْغاشِيَةِ
: 1 . روز قيامت 2 . پوشش آتش كه دوزخيان را بپوشد ؛
إِرَمَ
: 1 . ارم ، سام بن نوح بود 2 . نام آن شارستان كه شداد بن عاد بنا كرد 3 . نام قبيلهاى از عاديان ( 2 / 2 - 591 ) ؛
حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
: 1 . سلسلهاى باشد اندر دوزخ هفتاد رش 2 . رسنى بود از ليف 3 .