تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( 1 / 93 ) ؛ نيست هركه در آسمانها و زمين‌اند كنه بيايند نزديك خداى آوازدهنده ببندگى ( ترجمهء رسمى ، 4 / 967 ) . از اين‌گونه ترجمه‌ها در سراسر كتاب فراوان است . اما خواننده احساس مىكند كه مترجم در آغاز كتاب ، بيشتر مقّيد به متن اصلى بوده تا در آخر آن . البته مىدانيم كه جلد اول كتاب حاضر از سورهء مريم آغاز مىشود و بنابراين ، اين جلد بايد در واقع سومين جلد كتاب باشد و بىگمان دو جلد نخست از ميان رفته است . با اين همه ، به نظر ما اختلاف ميان همين دو جلد باقى مانده هم چشمگير است . پندارى مترجم به كار خود اطمينان يافته و از خطرات كار كمتر ترسيده و به زبان طبيعى خود متمايلتر شده است . از اين‌رو ، ترجمه‌هاى روان و حتى گاه آزاد را بيشتر در جلد دوم مىيابيم . در اين ترجمه‌هاست كه هنر مؤلف آشكار مىگردد :
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ
( زمر / 54 ) . [ زود توبه كنيد ] و بخداى بازگرديد [ و به دو بگرويد ] و او را گردن بدهيد ، پيش از آنكه عذاب سوى شما آيد و پس كس نباشد كه عذاب را از شما بازدارد ؛ يا مر شما را نصرت كند ( 2 / 64 ) .
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
( زمر / 57 ) . يا كسى گويد كه اگر خداى مرا راه نمودى من از پرهيزگاران [ و موحدان ] بودمى ( 2 / 65 ) .
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
( زخرف / 3 ) . ما مر اين قرآن را به زبان تازى فروفرستاديم ( 2 / 147 ) .
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ * وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ * وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ
( زخرف / 33 - 35 ) . « اگرنه آن بودى كه مردمان همه بر ملت كافرى گرد آمدندى . . . ما مر آنكسها را كه بخداى كافرند ، آسمان خانهاى ايشان سيمين كرديمى و ايشانرا نردوانهاى سيمين داديمى تا بدان ببامها برشدندى * و درهاى خانهاى ايشان سيمين كرديمى و ايشانرا تختهاى سيمين داديمى تا بر آن تكيه زدندى و [ بخفتندى ] * و همهء آرايشهاى زرين و سيمين
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 111 | آذرتاش آذرنوش