زنجيرى آتشين اندر دوزخ ( 2 / 653 ) .
ترديد در انتخاب يك معنى ، گاه موجب شده كه مترجم از بازگرداندن صريح و روشن آيهاى سر باززند . در آيهء مباركهء
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
( عاديات / 6 ) ،
لَكَنُودٌ
را گاه ناسپاس ترجمه كردهاند ( ترجمه رسمى ، 7 / 2043 ) ، گاه بخيل ( قصهها ، 2 / 1374 ؛ ميبدى ، 434 ) . مترجم تفسير كمبريج ، اين دو معنى را ، كه يكى به لهجهء كنده و حضر موت متعلق است و ديگرى به لهجهء بنى مالك ، به زبان عربى شرح كرده ( - العاصى لربه ، البخيل ) ، سپس اين معانى را نيز از قول مفسران مختلف بر آنها افزوده است : كسى كه « مصيبت را و شدت را همى بازدارد و نعمتها را همى فراموش كند » ؛ « اين كافر كه نام برده شد ، كنود است » ، . . . ولى عاقبت هيچ ترجمهاى عرضه نكرده است ( 2 / 621 ) .
با اين همه نبايد پنداشت كه مؤلف در همهء احوال چنين روشى داشته . بلكه به عكس ، اين موارد ، تنها در جاىجاى كتاب آمده است و آنچه بر اين متن غالب است ، همانا انتخاب يك معنى از ميان چندين معنى است . مثلا :
يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا
( انسان / 17 ) : از آن مىخورند كه گساردن آن مى از چشمه زنجبيل باشد ( 2 / 525 ) .
در اين ترجمه ملاحظه مىشود كه مترجم از هيچيك از مترجمان مشهور پيروى نكرده است . ايشان همه ، « زنجبيل » را به همان معنى معروف گرفتهاند و آيه را چنين ترجمه كردهاند : « جامى دهندشان كه به زنجبيل آميخته است » ( نگاه كنيد به طبرى ، 7 / 1966 ؛ قصهها ، 2 / 1274 ؛ ميبدى 4130 ، رازى ؛ نيز معاصران چون قمشهاى ، رهنما و آيتى ) .
اما مفسر اين كتاب ، روايت كسانى را كه زنجبيل را نام چشمهاى در بهشت دانستهاند ( سلسبيل ) ترجيح داده آيه را برحسب آن ترجمه كرده است ( نك طبرى ، تفسير ، 29 / 135 ) .
در جاى ديگر مىبينيم كلمهء ابابيل را كه كلمهاى دشوار است و معانى گوناگون براى آن آوردهاند ( نك : مقالهء نگارنده در دائرة المعارف بزرگ اسلام ) ، صفت مرغانى دانسته كه « به هوا اندر از پس يكديگر همى آمدند » ( 2 / 638 ) ، اما اين وصف ، تنها يكى از معانى متعدد كلمه است .