تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
دربارهء رفتار مترجم با حروف اضافه ، تأكيدها ، قيود گوناگون چون مفعول مطلق ، قيد حالت ، تمييز ، سبب يا مفعول لأجله و موارد خاص ديگر ، نمونه‌هاى متعددى در مقايسه ميان ترجمه‌ها آورده‌ايم . در آنجا خواهيم ديد كه شيوهء اين مترجم با ديگران تفاوت فاحشى ندارد : حروف اضافه را گاه بىدليل ترجمه كرده ( ذهب ب : رفت ب ، نگاه كنيد به 1 / 56 و گاه : برد ، نگاه كنيد به 1 / 64 ) ، مفعول مطلقها ، غالبا به همان شيوهء غريب ولى معمول در ترجمه‌ها است ( نمدّ . . . مدّا : زيادت كنيم . . . زيادت كردنى ) . قيدهاى حالت نيز به شيوهء عربى است « ببريمشان سوى سراى رحمن ، جماعتى انبوه ، سواران ) ، اما گاه جمله را با افزودن تركيب « در آن حال » طبيعىتر ساخته ، قيد سبب غالبا به صورت « از بهر . . . را » آمده ، مانند : « از بهر تشريف را » ( نك مقدمهء متينى ، ص 130 ) . در ترجمهء تأكيدها اصرار فراوان ورزيده : غالبا ابزار تأكيد ، چون
لَقَدْ
، نون مشدد در آخر افعال را به « بخداى كه » ترجمه كرده :
لَقَدْ أَنْزَلْنا
: بخداى كه فروفرستاديم ( 1 / 239 ) ؛
فَلَأُقَطِّعَنَّ
: بخداى كه ببرم ؛
لَتَعْلَمُنَّ
: بخداى كه بدانيد ( 1 / 68 ) ؛
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ
: بخداى كه ايشان را خليفت گرداند ( 1 / 251 ) . ضماير را به تقليد از متن تكرار مىكند :
إِنَّا نَحْنُ
: ماييم و ماييم كه ( 1 / 22 ) :
أُولئِكَ هُمُ
: ايشانند اى شنونده ايشانند ( 1 / 249 ، 250 ) ؛ در مقابل قد ، غالبا به درستى ، به راستى ، هر آينه يا كلماتى از اين قبيل نهاده : قد جئناك ب : هر آينه كه آورديم . . . ( 1 / 58 ) ؛
قَدْ خابَ
: بدرستى و راستى كه نوميد است ( 1 / 63 ) . اما در مورد انّ كه مىدانيم در نظر بيشتر نحويان از ابزارهاى تأكيد است ، بسيار محتاطانه عمل كرده : اگر انّ در نقش حرف ربط آمده ، آن را يا به « كه » برگردانده يا اصلا چيزى در مقابل آن ننهاده :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ
: او نمىبينى كه ( 1 / 246 ) ؛
قالُوا إِنَّا
: گفتند كه ما ( 1 / 634 ) ؛
فَقُولا إِنَّا
: گوييد مر او را ما هردو ( 1 / 58 ) . اگر در آغاز جمله بوده ، غالبا از ترجمهء آن چشم پوشيده است ؛ يا « كه » به جاى آن نهاده :
إِنَّ اللَّهَ
: خداى تعالى ( 1 / 247 ) ؛
إِنَّ قَوْمِي
: قوم من ( 1 / 279 ) ؛
إِنَّ الَّذِينَ
: آنكسها ( 2 / 302 ) ؛
إِنَّا أُرْسِلْنا
: ما سنگ بارانيديم ( 2 / 321 ) . با اين همه گاه ملاحظه مىشود كه به شيوهء برخى ديگر ، از انّ معنى تأكيد استنباط كرده :
قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ
: آرى همچنين است ، اين هردو . . . جادوانند ( 1 / 64 ) ؛
إِنَّ فِي ذلِكَ
: بدرستى كه هست در آن ( 1 / 246 ) . در عبارت نخست ، ممكن است « آرى همچنين است ، ترجمهء