تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
عبد المطلب اين خبر يافت ، برخاست . با گروهى از مهتران خويش برفت تا بكوه ثبير برشد كه ديوار او از دور بر خانهء كعبه افتادى . آن نور پيغامبر ( ص ) كه اندر پيشانى او بود بتافت . چون عبد المطلب آن بديد ، گفت : اى مردمان ، هم از ايدر بازگرديد كه ما را نصرت آمد . . . صاحب خبران ، اين خبر بنجاشى بردند . نجاشى را هول آمد . آنگاه مردى را سوى عبد المطلب برسولى فرستاد . . . مردى مبارز بود و دلاور . تنها چند لشكر را هزيمت كرده بود . چون آن مرد بنزديك عبد المطلب آمد و به روى وى نگريست ، بيم اندر دل او افتاد و لرزه بر اندامهاى او افتاد و از هوش بشد . . . چون ابرهه آن بديد ، لرزه بر وى افتاد و گمان برد كه همانا كه اين جادوى است . . . پس [ عبد المطلب را ] گفت : حاجت خواه . گفت شتران من بازده . ملك گفت دريغا ، من چنان دانستم كه تو اين خانه از من بخواهى تا من بازگردم . شترانرا چه خطر است ؟ عبد المطلب گفت اين خانه را خداوندى هست از من قوىتر . اگر بخواهد ، خانهء خويش را نگاه دارد . من از تو شتران خويش خواهم . . . آنگاه سرهنگان و بزرگان بر ابرهه شدند و او را گفتند اى ملك ، از حبشه برخاستى و سفرى بدين درازى بيامدى و خبر تو به همه ملوك جهان برسيد ، اكنون از ايدر بازگردى . زشت باشد و ترا ذليلى باشد . بارى به مكه اندر شو ، پس آنگاه آن كن كترا ( - كه تو را ) مراد است . » ( 2 / 7 - 635 ) « پس آنگاه كه اين آيت فرود آمد
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
، پيغامبر ( ص ) على بن ابى طالب را گفت : يا على ، خداى عز و جل مرا فرموده است كه عشيرت و خويشان خويش را بترسانم و من اندرين كار تنگ‌دل شدم و ندانستم كه هرگاه كه من اين سخن را بگويم از ايشان آن شنوم و آن بينم كه مرا خوش نيايد . على گويد من خاموش بودم و چيزى نگفتم تا باز جبريل عليه السلام ديگرباره بيامد و گفت : اگر آنچه ترا بفرموده است نكنى ، ترا عذاب كند . اكنون چاره‌اى نيست ، پيغام ببايد رسانيد . آنگاه على را گفت : يا على ، از يكى صاع گندم طعامى بساز و يكى پاى گوسپند بپز و يكى قدح پر شير كن . پس آنگاه عمّان ما را ، پسران عبد المطلب را و عم‌ّزادگان را ، همه بخوان تا من پيغام بديشان رسانم . على گفت من چنان كردم كه او فرموده بود . . » . ( 2 / 1 - 650 ) . در اين عبارات كه از دو متن مفصل درآمده ، روانى و سلامت نثر به خوبى آشكار
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 106 | آذرتاش آذرنوش