اين كتاب ، تمام تفسير نعمانى مطابق چاپ جديد بحار الأنوار چاپ شده ؛ و به « معالم التفسير من كلام الأمير المعروف بتفسير النعمانى » ناميده شده است .
پس تفسير نعمانى روايتى از امير المؤمنين عليه السّلام است . بدون اينكه نعمانى از خود چيزى به آن افزوده باشد امّا در قديم معمول بوده است كه اگر كسى روايت مفصّلى را از استادش نقل مىكرد و مىنوشت ، خود او مؤلف آن به حساب مىآمد .
همين روايت را شخص ديگرى به نام سعد بن عبد اللّه اشعرى هم نقل كرده است . و به عنوان تفسير ، به او نسبت داده شده است .
مرحوم علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار فرموده است : نسخهاى قديمى پيدا كردم كه مؤلفش سعد بن عبد اللّه اشعرى است . اين كتاب را با تفسير نعمانى تطبيق نموده ، فقط از لحاظ ترتيب و تقدم و تأخر با هم تفاوت دارند . و كمى هم دوّمى بر اوّلى افزون دارد . « 1 »
سيد حسن صدر مىنويسد : « و رواه أيضا في كتاب ، مفرد شيخ القمّيين سعد بن عبد اللّه المتوفى 301 و قيل : 299 » « 2 »
نتيجه اينكه در فهرستها ، دو تفسير منسوب به اين دو نفر را نام مىبرند كه در هر دو ، راويان همان روايت مفصّل هستند . مرحوم علامه مجلسى رحمه اللّه هر دو كتاب را در بحار الانوار آورده است . البته تفسير نعمانى را به طور كامل و از تفسير اشعرى فقط بخشى را آورده است . « 3 »
مرحوم شيخ حرّ عاملى در وسائل الشيعة ، رواياتى را از كتابى به نام « المحكم و المتشابه » تأليف سيّد مرتضى رحمه اللّه نقل مىكند كه پس از تحقيق و تطبيق معلوم شده كه مقصود همين كتاب است . و اشتباها تأليف سيد مرتضى دانسته شده است . « 4 »
حاجى نورى رحمه اللّه مىگويد : « تفسير الشيخ الجليل الأقدم أبي عبد اللّه محمّد بن إبراهيم
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 90 / 97 .
( 2 ) . تأسيس الشيعة : 334 .
( 3 ) . بحار الأنوار : 89 / 60 و 90 / 97 .
( 4 ) . المحكم و المتشابه جداگانه چاپ سنگى شده است و دقيقا همان تفسير يا روايت نعمانى است .