مطالب ، يا روايت نيست و يا روايت بىاعتبار است ، البته براى اثبات اين مدعا بحث گستردهاى لازم است كه بايد در مقالهاى جداگانه پيگيرى شود .
آنچه به نظر مىرسد اين است كه اين رسالهها تأليف يكى از دانشمندان شيعه و آشنايان با قرآن و تفسير بوده و احيانا از روايات معصومين در نوشته خود بهره برده است . يكى از شواهد اين گفتار اين است كه على بن ابراهيم قمى خلاصهاى از همين مطالب را بدون استناد به معصوم - بلكه با استناد به خود - ياد كرده است . « 1 »
به عبارت ديگر بخشى از اين رسالهها روايت منقوله از معصومين عليهم السّلام و بخشى از آنها اثر فكرى و قلمى برخى از محدثان بزرگ شيعه است و از همين جهت هم بسيار بعيد به نظر مىرسد كه يكى از اين رسالهها تأليف مرحوم سيد مرتضى باشد ، زيرا سبك كارهاى علمى او با سبك محدثان تفاوت فاحش دارد .
14 - به نظر محققان ، روايات ياد شده در اين قبيل رسالهها را كه از نظر استناد به مؤلفى كه به او نسبت داده مىشود و نيز از جهت صحت سند ، مورد ترديد است ، نه مىتوان به طور كلى پذيرفت و نه صحيح است كه به طور كلى رد كرد ، بلكه بايد با بررسى و تحقيق در متون آنها و با توجه به قرائن صدق و كذب ، صحيح و ضعيف و احيانا مجعول آنها را تشخيص داد ، و بين مطالبى كه متن آنها محقق را از سند و صحّت سند بىنياز مىكند با مطالب ديگر فرق گذاشت .
و ممكن است در اين رسالهها مطالبى به صورت روايت و يا گفتار دانشمندان گذشته ما باشد كه در تفسير قرآن و شرح احاديث راهگشا باشد و ما مىتوانيم - نه به خاطر تعبد ، بلكه به جهت اينكه يك احتمال تازه يا مطلب تحقيقى مفيدى است - از آنها استفاده نماييم ، بنابراين نبايد به اين قبيل رسالهها بىاعتنا باشيم .
مطلب ديگرى كه موجب اهميت و ارزش چشمگير اين رسالهها است اين است كه حدود پانصد آيه از قرآن مجيد در اين رسالهها مطرح و در مورد آنها به نحوى اظهار نظر شده است و فرضا اگر اثبات شود كه مطالب اين رسالهها از معصومين عليهم السّلام نيست باز به خاطر قدمت ، اين نظريهها حائز اهميت فراوان است و مىتوان آنها را تفسيرى
هامش
( 1 ) - تفسير قمى ، چاپ نجف و چاپ سنگى ( مقدمه ) .