و وحى خبر « 1 » مانند :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ »
. ( انبياء / 73 )
8 - نمونهاى از مطالب غير قرآنى آنها :
بايد امام شرائط زير را داشته باشد :
الف : . . . سهو و نسيان نداشته باشد . . .
ب : عالمترين مردم به حلال و حرام الهى و نيز پاسخگوى نيازمنديهاى دينى مردم باشد ، پس مردم به او نيازمند و او از مردم بىنياز باشد .
ج : شجاعترين مردم باشد ، زيرا او مرجع مؤمنان است كه بايد همه به او پناه ببرند ، پس اگر او در جنگ فرار كند مردم هم فرار خواهند كرد .
د : سخىترين مردم باشد ، زيرا اگر بخل بر او غالب باشد از خرج بيت المال هم بخل خواهد ورزيد ( و كارها تباه مىشود ) .
ه : از همه گناهان معصوم باشد زيرا در غير اين صورت احتمال مىرود مرتكب گناه شود و نياز به كسى باشد كه بر او حد جارى كند ، پس او خود نياز به امام خواهد داشت و روا نيست كه امام مأموم باشد و به امام ديگر نياز داشته باشد . « 2 »
9 - با رجوع و مطالعه اين رسالهها روشن مىشود كه اينها در اصل يك رساله بوده و يا برخى مأخذ برخى ديگر قرار گرفته و يا مأخذ همه اينها كتاب ديگرى بوده است كه با تصرف و تلخيص و تقديم و تأخير به صورت چند رساله در آمده است .
علامه مجلسى فرموده : سعد بن عبد اللّه در رساله « ناسخ و منسوخ » چنين آورده :
« روى مشايخنا عن اصحابنا عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال امير المؤمنين صلوات اللّه عليه :
انزل القرآن على سبعة احرف كلها شاف كاف . . . » ( عين عبارت صفحه چهار رساله نعمانى )
سپس علامه مجلسى فرمايد : همان مطالب تفسير نعمانى را تا آخر آورده و فقط
هامش
( 1 ) - مرحوم آية اللّه شيرازى ، در حاشيه بحار در ذيل اين عبارت « وحى خبر » فرمودهاند : منظور از وحى خبر ، اخبار به واسطه انبياء است ( بحار ، ج 18 ، ص 255 ) .
( 2 ) - تفسير نعمانى ، ص 64 ، چاپ آقاى فريد .