مذاق آنان كه « الراسخون » را عطف نمىگيرند معنى كرده است . « 1 »
پاسخ پنجم : و نيز علامه مجلسى فرموده : چه مانعى دارد كه هر دو تفسير در آيه منظور باشد . و شايد مقصود ايشان اين است كه بنابر عطف بودن ، معنى آيه اين باشد كه تأويل متشابهات يا قرآن را جز خدا و راسخان در علم نمىدانند اما خدا همه را تفصيلا مىداند و راسخان در علم اجمالا . پس مىتوان گفت راسخان در علم مىدانند اجمالا و نمىدانند تفصيلا . و يا بگوييم راسخان در علم بخشى از تأويلات را مىدانند نه همه آنها را ، بنابر استيناف هم معنى آيه اين باشد كه تأويل متشابهات و يا قرآن را بتمامه خدا مىداند و راسخان در علم ، آن را بتمامه نمىدانند و مىگويند :
كل من عند ربنا . « 2 »
پاسخ ششم : در الميزان فرمودهاند : از خود آيه و بخصوص با در نظر داشتن به اين روايت ، عطف نبودن استفاده مىشود و معنى آيه اينست كه راسخان در علم ، تأويل متشابهات را نمىدانند اما اين مطلب با اينكه به تعليم الهى به آن عالم باشند منافاتى ندارد و در روايات ديگر كه مىفرمايند تأويل را مىدانيم منظور همين است كه به تعليم الهى مىدانيم مانند نسبت آيهاى كه نفى علم غيب مىكند با آيهاى كه آن را اثبات مىكند يعنى نفى علم ذاتى و اثبات علم اعطائى است . « 3 »
پاسخ هفتم : رسوخ در علم معنايى است كه در غير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه هدى عليهم السّلام نيز پيدا مىشود و شاهد اين مطلب آيه :
« لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ
( اى من اهل
هامش
( 1 ) - عبارت علامه مجلسى اينست : الا ان يقال ان هذا الزام على من يفسر الآية كذلك . اما به نظر ما اين پاسخ در صورتى قابل توجيه بود كه احتمال عطف بودن به ذهن عامه مردم نمىآمد ولى چون هر دو احتمال در اذهان بوده است تأييد احتمالى كه به نظر خود آن حضرت خلاف واقع است وجهى ندارد .
( 2 ) - عبارت علامه مجلسى اينست : الا ان يقال بالجمع بين التفسيرين على وجهين مختلفين ، بحار ، ج 4 ، ص 257 .
( 3 ) - الميزان ، ج 3 ، ص 28 و 69 . اين پاسخ در صورتى صحيح بود كه روايات صحيح السند دال بر عطف بودن در ذيل آيه كريمه نداشتيم .