الكتاب )
وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ . . . »
« 1 » مىباشد البته اين معنا مراتب دارد و مرتبه عاليه آن در رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه هدى عليهم السّلام تحقق يافته است . بنابراين چه مانعى دارد بگوييم راسخان در علم ( بطور عموم ) به تأويل آيات متشابه آگاه نيستند و اين مطلب با اينكه گروهى از آنان كه در درجه اعلاى رسوخ در علم هستند به آن آگاه باشند منافات ندارد . « 2 »
پاسخ هشتم : لا منافاة بين ان تدل الآية على شأن من شؤون الراسخين فى العلم و هو الوقوف عند الشبهة و الايمان و التسليم فى مقابل الزائغين قلبا و بين ان تدل آيات اخرى على انهم او بعضا منهم عالمون بحقيقة القرآن و تأويل آياته . . . « 3 »
در پايان لازم است يادآور شويم كه حضرت علامه طباطبائى رحمه اللّه با اينكه در تفسير آيه كريمه بحث جامع الاطرافى در حدود هفتاد صفحه آوردهاند ولى گويا به خاطر اينكه روايات باب را بتمامها بررسى نفرمودهاند در تفسير آيه عطف نبودن « الراسخون » را اختيار كردهاند . اما در عين حال فرمودهاند : اين آيه با عالم بودن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه هدى عليهم السّلام به تأويل قرآن و تأويل آيات متشابهات آن كه از ادله ديگر استفاده مىشود منافات ندارد . « 4 »
نتيجه اين بحث نسبتا طولانى اين است كه با توجه به روايات وارده از معصومين بايد بگوئيم « الراسخون فى العلم » در آيه شريفه عطف بر « اللّه » است ، همانطور كه به فرموده علامه طباطبائى ( ره ) معظم مفسرين شيعه و برخى از قدماء و شافعيه گفتهاند ، نه اينكه جمله مستأنفه باشد . « 5 » و اللّه العالم
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيه 162 .
( 2 ) - اين پاسخ در صورتى درست بود كه هر دو دسته روايات در توضيح و تفسير آيه وارد نشده بود .
( 3 ) - الميزان ، ج 3 ، ص 28 .
( 4 ) - به الميزان ، ج 3 ، ص 19 - 87 مراجعه شود .
( 5 ) - نگاه كنيد به الميزان ، ج 3 ، ص 49 : ان الواو هل هو للعطف او للاستيناف ، فذهب بعض القدماء و الشافعية و معظم المفسرين من الشيعة الى ان الواو للعطف و ان الراسخين فى العلم يعلمون تأويل المتشابه من القرآن و ذهب معظم القدماء و الحنيفة من اهل السنة الى انه للاستيناف و انه لا يعلم تأويل المتشابه الا اللّه و هو مما استأثر اللّه سبحانه بعلمه . . .