تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
غيبه المكنون حجب من الغيوب . . . « 1 » اين پاسخ در حاشيه توحيد صدوق با عبارت زير آمده است : الغيب المحجوب هنا و الغيب المكنون الذى ذكر فى الحديث الثالث هو مقام ذات الواجب الذى لا يناله احد حتى الراسخين فى العلم . « 2 » پاسخ دوم : اگر معنى عبارت نهج البلاغه اين بود كه راسخان درعلم تأويل متشابهات را نمىدانند هيچگاه سيد رضى رحمه اللّه در كتاب حقائق التأويل خود كه آن را پس از نهج البلاغه نوشته است احتمال معطوف بودن « الراسخون » را در رديف مستأنفه بودن ذكر نمىكرد . « 3 » پاسخ سوم : اين روايت در نهج البلاغه و تفسير عياشى مرسله و در توحيد صدوق ضعيف السند است و نمىتواند با آن روايات صحيح السند معارضه كند و اينكه به گفته مرحوم سيد رضى اين خطبه ( خطبه اشباح ) از خطبه‌هاى بسيار ارزنده امير مؤمنان است دليل نمىشود كه بتوان به تمام جملات آن تمسك كرد همانطور كه خود سيد رضى در تفسير آيه به آن تمسك نكرده است ، بله به جملاتى كه معارض با روايات صحيحه ديگر نباشد مىتوانيم تمسك كنيم . « 4 » پاسخ چهارم : علامه مجلسى فرموده‌اند : شايد در اين روايت آن حضرت آيه را به
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 134 ، توحيد صدوق ، ص 42 و نهج البلاغه خطبه . . . ( 2 ) - توحيد صدوق ، ص 55 و منظور از حديث سوم همان حديثى است كه به عنوان شاهد نقل شد . ( 3 ) - تاريخ پايان تأليف نهج البلاغه ماه رجب سال 400 و تاريخ پايان قرائت جزء پنجم حقائق التأويل كه در دست است و بر مؤلف قرائت شده در سال 402 مىباشد و در ص 167 حقائق التأويل از نهج البلاغه خويش ياد كرده است . مرحوم سيد رضى در آيه مورد بحث سه احتمال داده است و براى احتمال معطوف بودن اين بيان را دارد : و من وجه آخران حقيقة الواو الجمع فوجب حملها على سنن حقيقتها و مقتضاها و لا يجوز حملها على الابتداء الّا بدلالة ، و لا دلالة هنا توجب صرفها عن الحقيقة فوجب حملها على الجمع حتى تقوم الدلالة ، حقائق التأويل ، ص 13 . ( 4 ) - سيد مرتضى هم در امالى احتمال عطف بودن را تقويت كرده و به اين جمله حديث مورد بحث ، تمسك نكرده است . نگاه كنيد به امالى ، ج 1 ، ص 442 .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 416 | رضا استادى