هيچ كس نمىداند يعنى حتى راسخان در علم هم تأويل متشابهات را نمىدانند .
و بنابر احتمال دوم سه جور مىتوان گفت :
1 - راسخان در علم تأويل هيچ يك از آيات متشابهات را نمىدانند .
2 - راسخان در علم ، تأويل همه متشابهات را نمىدانند نه اينكه تأويل هيچ يك را ندانند .
3 - راسخان در علم ، محتملات هر آيه متشابه را مىدانند اما نمىدانند كدام يك از آنها مقصود است . « 1 »
روشن است كه اگر معنى اول يا احتمال دوم و سوم از معنى دوم صحيح باشد علم به تأويل براى راسخان در علم ، اثبات شده است البته در معنى اول ، علم تفصيلى نسبت به تأويل همه آيات متشابهات ، و در احتمال دوم از معنى دوم ، علم تفصيلى به تأويل بخشى از متشابهات ، و در احتمال سوم از معنى دوم علم اجمالى به تأويل متشابهات ، بخلاف اينكه احتمال اول از معنى دوم صحيح باشد .
براى رفع اين ترديد و روشن شدن معنى آيه بايد به روايات مراجعه كنيم و ببينيم در روايات از آن چهار احتمال كدام يك تأييد شده است :
روايت اول : عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن النضر بن سويد عن ايوب بن الحرّ و عمران بن على عن ابى بصير « 2 » عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأويله « 3 » .
ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام نقل مىكند آن حضرت گفت : ما راسخان در علم هستيم و ما تأويل ( آيات متشابهات ) قرآن را مىدانيم .
هامش
( 1 ) - امالى سيد مرتضى ، ج 1 ص 439 ، حقائق التأويل سيد رضى ، ص 7 - 14 ، تبيان شيخ طوسى ، ج 2 ، ص 400 ، مجمع البيان طبرسى ، ج 2 ، ص 410 ، جوامع الجامع طبرسى ص 53 ، متشابهات القرآن ابن شهر آشوب ، ج 2 ص 241 و مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ص 285 ، چاپ قم .
( 2 ) - سند روايت صحيح است . رساله وجيزه علامه مجلسى .
( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 213 ، و همين روايت در تفسير عياشى ، ص 164 از ابى بصير ، و نيز در بصائر الدرجات ، ص 55 با همين سند و نيز با سند ديگر از ابى بصير نقل شده است .