لزوم دليل
هر موضوعى كه مطرح شود و مخالف و موافق داشته باشد قاعدهاش اين است كه انسان از موافق و نيز از مخالف مطالبه دليل كند و دليل آنها را مورد بررسى قرار دهد تا هر كدام به نظرش صحيح آمد بپذيرد .
قرآن مجيد مىفرمايد مسأله معاد از مسائلى است كه مخالفان و منكران آن هيچگونه دليلى بر عدم آن ندارند از اين رو هر كس وارد بحث اين موضوع مىشود بايد فقط دنبال دليل اثبات باشد .
بهترين آيهاى كه اين مطلب را افاده مىكند آيهء 24 سورهء 45 مىباشد :
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا
اى يموت الآباء و يحيى الابناء او يموت بعض و يولد بعض آخر
وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
.
در تفسير قمى : ذيل « ان هم الا يظنون » آمده است : « فهذا ظن شك » .
در تفسير ابن عباس در ذيل « ما لهم بذلك من علم » آمده است : « من حجة و لا بيان » در تفسير صافى در ذيل آيه آمده است : « اى لا دليل لهم عليهم » .
در تفسير ابن كثير در ذيل « ان هم الا يظنون » آمده است : « اى يتوهمون و يتخيلون » .
در تفسير بيضاوى در ذيل آيه آمده است : « لا دليل لهم عليه و انما قالوه بناء على التقليد و الانكار لما لم يحسّوا به » .
در تفسير كشاف در ذيل آيه آمده است : « و لكن عن ظن و تخمين » .
در تفسير روح المعانى آمده است : « و ما لهم بذلك من علم مستند الى عقل او نقل ما هم الا قوم قصاوى امرهم الظن و التقليد من غير أن يكون لهم ما يصح ان يتمسّك به فى الجملة » .
در تفسير السراج المنير آمده است : « و ما لهم بذلك من علم اى كثير و لا قليل » .
از نكره بودن « علم » استفاده كرده است كه هيچ درجه از علم حتى درجه ضعيف آن هم را هم ندارند .