تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
است . لذا دانشمندان اسلامى دربارهء طرق روايت تفسيرى از ابن عباس دست به تحقيق و پژوهش زده‌اند شايد بتوانند صحيح‌ترين طرق مزبور را ارائه دهند . نويسنده مقاله در پايان مىگويد : فراهم آورندهء تفسير : « تنوير المقياس من تفسير ابن عباس » روايت از ابن عباس را از محمّد بن مروان سدّى از محمّد بن صائب كلبى از أبى صالح بصرى نقل كرده است و اين طريق معتبر نيست . » دكتر محمد باقر حجّتى در اين مقاله ، بحثى راجع به تفسير دارند و اينكه چگونه بايد تفسير كنيم و در تفسير به چه چيزها نياز داريم ، و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در تفسير ، به روايت نياز داريم ، و روايت هم بايد صحيح السند باشد . و دربارهء تفسير ابن عباس افزوده‌اند : از ابن عباس هر چه دربارهء تفسير به ما رسيده باشد ، اگر با سند ( معتبر ) به حضرت على عليه السّلام برسد ، قابل قبول و با ارزش است و از او به عنوان يك راوى مىپذيريم . و الّا سخن او به عنوان يكى از مفسّران بايد بررسى شود نه اينكه مانند سخن ائمه عليهم السّلام حجّيت داشته باشد . درست است كه ابن عباس شاگرد امير المؤمنين عليه السّلام است ولى بايد ببينيم مطالب او به حضرت عليه السّلام مىرسد يا خير . اگر نمىرسد بايد بررسى شود تا اگر به نظر صحيح آمد قبول شود . دربارهء ابن عباس و شخصيّت او ، كتابهايى نوشته شده است . از جمله : « عبد اللّه بن عباس علمه و تفسيره و منطقه و ورعه و علّة اتهامه بالإختلاس » تأليف مرحوم آية اللّه حاج سيد على فانى اصفهانى رحمه اللّه . آقاى سيد جعفر مرتضى هم جزوهء كوچكى دارد با عنوان « ابن عباس و بيت المال » و نيز در كتب رجالى مانند « رجال ممقانى » هم شرح حال او آمده است و بيشتر خواسته‌اند اتهام حيف و ميل بيت المال را از او بر طرف كنند و بگويند ابن عباس مورد بحث ما غير از ابن عباسى است كه داستان حيف و ميل بيت المال در مورد او معروف است . او عبيد اللّه بن عباس است .