و لم نستفد من بحثنا طول عمرنا * سوى ان جمعنا فيه قيل و قالوا
هفتاد و دو سال « 1 » فكر كردم شب و روز * معلومم شد كه هيچ معلوم نشد
او با اينكه اشعرى بوده ، گاهى از اشاعره و گاهى از معتزله دفاع مىكرده ، و در گفتههاى خودش و جوابهاى خودش نيز اشكال مىكرده و خلاصه آنكه در بحث و جدل بسيار قوى بوده است .
او شرحى بر اشارات ابن سينا دارد كه گفته شده بهتر است آن را « جرح » به ناميم زيرا مطالب ابن سينا را غالبا رد كرده است . و خواجه طوسى رحمه اللّه در شرح اشارات در بسيارى از موارد اشكالات او را پاسخ داده است .
فخر رازى كتابى به نام « المحصل » دارد كه خواجه طوسى آن را مورد بررسى و ايراد قرار داده و كتابش را « نقد المحصل » ناميده است .
او مانند زمخشرى احيانا مطالبى به نفع شيعه در كتابهايش آورده ، و در مقابل هم گاهى در استدلالات قرآنى و روائى شيعه كه هيچ جاى ترديد نداشته ، بىجهت القاء شبهه كرده است .
تأليفات او را حدود صد و پنجاه كتاب و رساله دانستهاند كتابهاى او به زبان عربى و فارسى است و فارسىهايش از حيث ادبيات فارسى هم ارزشمند است .
همين تأليفات و تنوّع آنها شاهد گستردگى اطلاعات او است و كتابى دارد كه در آن از شصت علم بحث شده است ( الستّون ) .
كتابى به نام عصمة الأنبياء دارد مانند تنزيه الأنبياء سيّد مرتضى از علماء شيعه .
وصيّت نامهاى دارد كه در اول تفسير او چاپ شده . در آنجا مىگويد : اعلموا اني كنت محبا للعلم و كنت اكتب في كلّ شيء سواء كان حقا أو باطلا غثا أو سمينا و قد
هامش
( 1 ) . مقصود سالهاى زياد است نه خصوص هفتاد و دو سال . زيرا او عمرش حدود شصت ساله بوده است .