تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

تفسير كشّاف

تأليف محمود بن عمر زمخشرى ، معروف به جار اللّه ( مدّتى مجاور مكّه بوده است ) . محل تولّد او زمخشر ، و در اواخر عمرش چند سالى در مكّه بود و قبل از آن مدّتى در بغداد ، و سپس از مكّه مراجعت كرد و در جرجانيّه « 1 » از دنيا رفت . متولّد 467 ق و متوفى 538 ق و تفسير كشّاف را در سنوات آخر عمرش در مكّه نوشت . تاريخ پايان تأليف ، سال 538 ق است . چند ماه بعد از اتمام تفسير از دنيا رفت « 2 » . در شرح حالش نوشته‌اند يك پايش چوبى بود لباس بلند مىپوشيد كه روى آن را مىگرفت و كسانى كه او را مىديدند فكر مىكردند پا دارد ، امّا ناقص است ، در صورتى كه پا نداشت « 3 » . تأليفات فراوان دارد . از تأليفات معروفش : 1 - « اساس البلاغة » در لغت ، امتيازش بر ساير كتب لغت اين است كه معانى مجازى واژه‌ها و جمله‌ها را نقل مىكند . رسم كتب لغت اين است كه معناهاى مختلف را بگويند يعنى موارد استعمال را بنويسند . امّا مشخّص نمىكنند كدام حقيقت است و كدام مجاز . امّا اين كتاب استعمالات مجازى و كنائى را مشخّص مىكند و از اين نظر كتاب ممتازى است .
هامش
( 1 ) . زمخشر و جرجانيّه هر دو از قريه‌هاى خوارزم هستند . ( 2 ) . تفسير كشّاف در 23 ربيع الأول تمام شد و ذيحجهء همان سال روز عرفه از دنيا رفت . ( 3 ) . ياقوت حموى در معجم نقل مىكند كه : وقتى از زمخشرى پرسيدند پايت چه شده ؟ گفت اين در اثر نفرين مادرم بود . كه روزى گنجشكى را گرفتم و پايش را بستم ، در سوراخى رفت ، هر چه آن را كشيدم ، نيامد ، با شدّت كشيدم پايش قطع شد ، مادرم گفت خدا پايت را قطع كند ، من هم در مسافرتى در يخبندان افتادم و پايم قطع شد .