تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
طبرى هست به كتابهاى مؤلفان معاصر او مانند صحيح بخارى و غيره نيز وارد است يعنى آنها هم با عدم ذكر اين روايات بىطرف نبودن خود را ثابت كرده‌اند و اگر طبرى بىطرف بود بايد اين روايات را از غير آن كتابها يعنى از طريق نقل از مشايخ روايت مىكرد . 3 - ممكن است گفته شود ذكر روايات در ذيل آيات ، مختص به تفسيرهاى روايتى مانند « الدّر المنثور » سيوطى است و در غير تفسيرهاى روايتى عدم ذكر روايات در ذيل آيات ، نمىتواند مورد اعتراض قرار گيرد . در پاسخ گوييم با مراجعه به تفسير طبرى روشن مىشود كه در اين كتاب ذكر روايات بيش از حد مورد عنايت بوده و مىتوان اين تفسير را از تفاسير روائى بشمار آورد . 4 - رواياتى كه در اين مقاله به آنها اشاره شد همه از مصادر اهل تسنن بود ، آنان كه بخواهند همين روايات را از مصادر شيعه ببينند مىتوانند به تفسير « البرهان » تأليف سيد هاشم بحرانى و تفسير « نور الثقلين » تأليف علامه حويزى مراجعه كنند . 5 - ممكن است كسى بگويد در تفاسير قديمى شيعه مانند تبيان شيخ طوسى هم در ذيل اين آيات ، به رواياتى كه مىگويد اين آيات درباره اهل بيت نازل شده غالبا اشاره نمىشود پس اينكه طبرى روايات مزبور را نقل نكرده دليل بر سوء نظر او نمىشود . در پاسخ گوييم : اولا ، تفسير تبيان تفسير روائى نيست و عنايتى به نقل روايات در ذيل آيات ندارد از اينرو نقل نكردن او نمىتواند مورد اعتراض قرار گيرد بر خلاف تفسير طبرى كه گفتيم تفسير روائى است . و ثانيا ، به تفسير تبيان در ذيل همين سى آيه مراجعه كرديم در حدود بيست مورد مرحوم شيخ طوسى تذكر داده است كه اين آيه به نظر عامه و خاصه ، و يا طبق روايات خاصه مربوط به على عليه السّلام و يا اهل بيت عصمت و طهارت است علاقمندان مىتوانند مراجعه كنند .
هامش
بيست آيه از سى آيه‌اى كه ما نقل كرديم آمده است و تأليف اين تفسير ظاهرا پيش از تأليف تفسير طبرى بوده است ، زيرا وفات طبرى 310 و وفات حسين بن حكم حبرى 286 مىباشد .