خلاصه اينكه ايشان در عين اينكه از بعضى تفاسير جديد انتقاد نموده ، امّا از بعضى هم تقريبا تمجيد كرده است .
تفسير طنطاوى ( جواهر ) خيلى از علوم روز مطلع بوده و در تفسير ، خيلى از اين علوم استفاده نموده است . و در بعضى موارد انصافا جاذب و جالب سخن گفته است .
مسأله ديگر كه آقاى شعرانى دنبال كردهاند : ناسخ و منسوخ است .
در مسأله نسخ چند قول داريم :
1 - اصلا نسخى در قرآن نداريم .
2 - ناسخ و منسوخ در قرآن فراوان و در حدود 300 - 200 آيه است كه 300 - 200 آيهء ديگر را نسخ كرده است .
3 - عدد ناسخ و منسوخ خيلى كم است .
ايشان مىفرمايد منكر نسخ نيستيم ولى زياد هم نيست . ظاهرا علامه طباطبائى رحمه اللّه هم همين نظر را داشته كه ناسخ و منسوخ چند آيه بيشتر نيست .
نكتهاى كه بايد توجّه داشته باشيم اينكه اصطلاح نسخ در روايات غير از قرآن است .
گاهى عام و خاص يا مطلق و مقيّد را هم امام عليه السّلام ، به عنوان ناسخ و منسوخ ياد فرموده است .
علامه طباطبائى رحمه اللّه در تفسيرش بحث نسخ را مفصّل عنوان كرده است .
و نيز جناب آقاى معرفت در « التمهيد لعلوم القرآن » ، بحث نسخ را مفصّل دنبال كرده است و آمار خوبى ارائه دادهاند .
علامه شعرانى عالم جامعى بودند و حرفهاى مفيد زياد دارند . بر وافى - شرح اصول كافى - تفاسير حواشى دارند . در آخر جلد دوم اين تفسير چند حاشيه راجع به بحث متعه دارند ، مىفرمايند : اهل سنّت بيش از حد در اين مسأله بحث و اعتراض مىكنند .
و علّت اصرار آنان در ردّ و تضعيف آن واضح نيست . چون مسائل مختلف فيه بين شيعه و سنّى زياد است . و در مسائل فقهى تا اين حدّ اصرار روا نيست . اهل سنّت مىگويند اگر عمر چيزى بر خلاف گفتار حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىگفت ، مردم
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: رضا استادى
ص٢٠٨