رسم قديم را محفوظ داشت . مانند « ابن » كه در همه جاى قرآن با الف است . عيسى ابن مريم ، موسى ابن عمران . و ما بايد دقيقا تبعيت كنيم . در كتابت معرف بين دو علم ، « ابن » بى الف نوشته مىشود ولى در كتابت قرآن نبايد بى الف نوشته شود تا توهّم نشود از حروف آن چيزى كم شده است .
نمونهء ديگر : الف بعد از « واو » مفرد ، كه در كتابت معروف بى الف مىنويسند و در بسيارى از مواضع قرآن با الف است : يتلوا - يدعوا . و در « واو » جمع با الف مىنويسيم ولى خيلى جمعهاى قرآن الف ندارد . با ؤو ، جاؤو ، تبوّؤو .
مثال ديگر : « أصحاب الأيكة » ، كه در قرآن به اين صورت نوشته مىشود :
اصحاب لئيكة .
و نيز كلمهء « شىء » : كه در قرآن « شأى » است . و ما بايد دقيقا همانطور بنويسيم .
تاء تأنيث در كتابت معروف به صورت « ة » است . اما در بعضى مواضع قرآن به صورت « ت » نوشته مىشود : سنّت - امرأت .
كلمه « جزاءه » : در قرآن به صورتهاى مختلف آمده است : جزاؤ - جزؤ .
كلماتى كه موافق رسم الخط آن عهد بود و در رسم الخط ما تغيير كرد : صلوة ، زكات . . . را سابق با « واو » و امروز با الف مىنويسند : صلاة ، زكات . . . » .
اين تذكّر بسيار خوبى است كه انسان خود را مقيّد بداند حتّى يك حرف را هم كم و زياد نكند هر چند در معنا اثر ندارد .
مطالب مهمّ ديگر : بعد از چاپ جلد اول اين تفسير ، سؤالات زيادى مطرح شد . از جمله اينكه : چرا در مقدمهء جلد اول از تفاسير جديد مثل « المنار » ، « طنطاوى » اسم نبرديد . آيا به اين تفاسير بىعقيده بوديد ؟
ايشان در يكى از مقدمهها در جلد دوم با عنوان « تفاسير جديد » ، مىفرمايد : با تفاسير جديد بد نيستيم ، خيلى جاها خوب از عهده برآمدند امّا سنّى هستند و در بحث امامت ممكن است حرفهايى داشته باشند كه قبول نداريم .
تفاسير جديد دو دستهاند : يك دسته از آنها ، تفاسير غربزده و روشنفكر هستند كه مىخواهند در همه چيز تصرّف بكنند .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: رضا استادى
ص٢٠٦