از من از علماء شيعه كسى را سراغ ندارم كه تفسيرى نوشته باشد شامل از اول تا آخر قرآن و به تمام جوانب نظر داشته باشد . آنچه ما سراغ داريم چند تفسير روايى است « 1 » . كه ذيل آيات ، روايات را آوردهاند . و در آن تفسيرها ، از خودشان بيانى نداشتند در جمع روايات هم استقصاء نكرده و كل روايات را جمع ننموده بودند .
و امّا در بين علماء عامّه ، قبل از اين ، تفاسير زيادى نوشته بودند . امّا بعضى از آن تفاسير خيلى جانب تطويل را گرفتند . مانند تفسير طبرى « 2 » . و بعضى از آنها مختصر است فقط غرائب لغات قرآن را معنا كردهاند ( كه در واقع بايد نام آن را غريب القرآن گذاشت ) . و ديگران ( دستهء سوم ) ، در آن فنّى كه قوى بودند و مهارت داشتند پيش رفتند و آنچه را كه نمىدانستند رها كردند . مانند تفسير زجاج « 3 » و فرّاء « 4 » كه مسايل صرفى و نحوى در آن مطرح شده است . و تفسير مفضّل بن سلمه « 5 » كه يك تفسير لغوى است . و تفسير أبي علي جبائى « 6 » كه به مسايل كلامى پرداخته است . و برخى ديگر از تفاسير هم جنبهء فقهى دارد مانند تفسير بلخى » « 7 » .
اين تفاسير هيچكدام مورد پسند شيخ طوسى واقع نشده است . هر چند كه ممكن است در تأليف تفسير خودش ، هم به اين تفاسير توجه داشته است . ولى آن تفسيرى را كه ايشان پسنديدهاند و مسلّما جزء مآخذ دست اول ايشان بوده است تفسير محمّد بن بحر أبي مسلم اصفهانى « 8 » و ابو الحسن على بن عيسى الرمانى « 9 » است . كه هم
هامش
( 1 ) . اين كلام دلالت دارد بر اينكه تفاسير روائى موجود بوده است .
( 2 ) . طبرى متوفى 310 ، تفسيرش در 30 جزء و ده جلد چاپ شده است .
( 3 ) . ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد زجاج نحوى ، متوفى 310 يا 311 يا 316 . تفسيرى دارد به نام معاني القرآن .
( 4 ) . ابو زكريا يحيى بن زياد ، متوفى 207 ، او نيز تفسيرى دارد به نام معاني القرآن .
( 5 ) . تفسيرى دارد به نام معاني القرآن و غريبه و مشكله .
( 6 ) . ابو على محمّد بن عبد الوهاب جبائى معتزلى ، متوفى 303 ، تفسير معروفى دارد .
( 7 ) . ابو القاسم عبد اللّه بن احمد بلخى معتزلى ، متوفى 319 ، تفسيرى در 12 جلد دارد .
( 8 ) . معتزلى است و متوفى 320 ، تفسيرى دارد به نام جامع التأويل لمحكم التنزيل .
( 9 ) . معتزلى است . متوفى 384 . او هم تفسير دارد .