شده حتما آن را از بين مىبرد يا تذكّر مىدهد كه آن كتاب معتبر نيست .
مرحوم آقاى تسترى در قاموس الرجال مىفرمايد : حديث شيعه و سنّى به هم اشتباه نمىشود زيرا سبك حديث شيعه و سنّى فرق مىكند . كسى كه مقدارى با علم حديث آشنايى داشته باشد كتاب را كه ببيند مىفهمد كه اين حديث شيعى است يا سنّى .
سبك سلسله سند و منقول عنه بسيار فرق دارد . آنها روايات را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب نقل مىكنند و ما 95 - 90 درصد از روايات را از ائمهء اثنى عشر نقل مىكنيم . يعنى بر فرض كه تأليفاتش بخشى در زمان سنّى بودنش و بخشى در زمان شيعه بودنش باشد ، ضررى ندارد و قابل تشخيص است . اگر تفسير او را ببينيم مىفهميم كه مؤلفش شيعه است زيرا روايات آن را از ائمه نقل مىكند .
نقطه ضعفى را هم نجاشى ياد كرده است : و كان يروى عن الضعفاء . . . » ، اين نقطه ضعف وقتى مؤثر است كه بخواهيم به نقل او بدون بررسى سند اعتماد كنيم . ولى ما اين طور نمىگوييم بلكه مىگوييم چيزى را كه او نقل مىكند بايد سندش را بررسى كنيم اگر ضعيف بود نمىپذيريم و اگر نبود مىپذيريم .
اين نقطه ضعف در مورد كسى ضرر دارد كه بخواهند سند نقل او را بررسى نكنند .
اشكال اول از نوهء شهيد ثانى رحمه اللّه - شيخ محمّد پسر شيخ على پسر شهيد ثانى رحمه اللّه است - كه كتابى دارد به نام شرح استبصار و پدر او شيخ على صاحب حاشيه شرح لمعه است .
و امّا توضيح درباره خود اين كتاب :
تفسير عياشى دو جلد و داراى 2700 روايت است . از نظر حجم روايات نسبت به كتب قبلى كه معرّفى شد ، چند برابر است . و آنچه كه در اختيار ما است نصف تفسير عياشى است و نصف ديگرش در اختيار نيست . امّا راجع به اينكه ، عياشى نصف ديگر را نوشته باشد و از بين رفته باشد ، دليلى قاطع نداريم .
مىدانيم تفسيرى دارد ولى آيا تا آخر قرآن بوده است يا نه ؟ در فهرستها چيزى نيامده و نگفتهاند تفسيرش تا آخر قرآن بوده است .
آية اللّه شبيرى زنجانى مىفرمايد : در شواهد التنزيل 14 مورد پيدا كرديم كه از تفسير
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: رضا استادى
ص١٤٠