تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
عياشى نقل مىكند كه مربوط به نصف دوم تفسير است . پس معلوم مىشود كه نصف ديگر هم در اختيار بوده و از آن نقل مىشده و بعد از بين رفته است . امّا بايد با دقّت بررسى شود كه آيا آن چهارده مورد در همين قسمت موجود آمده است يا نه زيرا ممكن است روايات مربوطه به آيات نيمه دوم قرآن احيانا به مناسبتى در نيمهء اول هم بيايد . صاحبان بحار و وسائل و صافى . . . قسمتهايى را كه از تفسير عياشى نقل كردند مربوط به نصف اول است و معلوم مىشود بيشتر از اين نداشته‌اند . و قسمت موجود تا آخر سورهء كهف مىباشد . در اول تفسير مىخوانيم : الحمد للّه على أفضاله و الصلاة على محمّد و آله قال العبد الفقير إلى رحمة اللّه إنّي نظرت في التفسير الذي صنّفه أبو النضر محمّد بن مسعود بن محمّد العياشي السلمي باسناده و رغبت إلى هذا و طلبت من عنده سماعا من المصنّف أو غيره فلم أجد فى ديارنا من كان عنده سماع أو اجازة و لذا حذفت منها الإسناد ، و كتبت الباقى على وجهه ليكون اسهل على الكاتب فإن وجدت بعد ذلك من عنده سماع أو اجازة أتبعت الاساتيد و كتبتها على ما ذكره المصنف . عبارات فوق از عالمى است كه اين تفسير را استنساخ كرده ، او مىگويد : اين تفسير از عياشى تا ائمه عليهم السّلام سند دارد . و من به اين تفسير رغبت پيدا كردم و در پى اين بوم كه كسى را پيدا كنم كه اجازه روايت اين كتاب را داشته باشد تا از او روايت كنم و بتوانم اسم خودم را هم در سند بياورم ( بنابر رسمى كه آن موقع بود . كه بايد كتاب را نزد مؤلف يا شاگردش بخوانند يا اجازه نقل داشته باشند تا بتوانند نقل كنند ) . ولى كسى را نيافتم در نتيجه الآن كه استنساخ مىكنم سندها را نمىآورم . اين عالم به خيال خود احتياطى كرده است ولى اين كارش براى شيعه بسيار زيان داشته است . چون اجازه نداشته ، به صورت مرسل نقل كرده است و تمام سندهاى آن را حذف كرده و در نتيجه از بين رفته است .