حجر در تقريب التهذيب او را با صراحت ثقه ، ثبت و عالم به تفسير مىداند . « 1 »
همچنين احمد ابن حنبل عكرمه را ثقه دانسته « 2 » و بخارى بر او اعتماد كرده است . « 3 »
بزّاز گويد : صدوسى نفر از چهرههاى بارز شهرهاى مختلف از عكرمه روايت كردهاند كه جملگى به او رضايت دارند . « 4 »
ابن حجر مىنويسد : بخارى و اصحاب سنن به حديث عكرمه استدلال نموده و استناد كردهاند . مسلم تنها يك حديث از وى نقل كرده ؛ علت آن هم سخن مالك دربارهء عكرمه است كه او را ثقه نمىدانست و امر مىكرد كه از عكرمه حديث اخذ نشود . « 5 » ابن حجر در آخر بحث با تمسك به اقوال دانشمندانى چون طبرى ، حاكم و ابن عبد البر ، عكرمه را مورد اعتماد دانسته است . « 6 »
بسيارى از تابعان ؛ از جمله قتاده ، « 7 » سفيان بن عيينه « 8 » سعيد بن جبير و عطا ، طاووس ، سفيان ثورى و عدّهاى ديگر يا به عكرمه اعتماد كرده و يا از نظر علمى وى را ستودهاند .
محقّق تسترى و آية اللّه معرفت ادله تضعيف را نقد نموده و عكرمه را مورد تأييد قرار مىدهند . آية اللّه معرفت مىنويسد : اينكه در روايت آمده عكرمه بر رأى خوارج است ، سخن راوى است ، نه امام عليه السلام ؛ اما از روايت امام باقر عليه السلام نه تنها ضعف استفاده نمىشود ، بلكه مدح نيز استفاده خواهد شد ؛ چرا كه نشان مىدهد وى مورد علاقه امام عليه السلام بوده است كه امام قصد مىكند مطالبى را به هنگام مرگ به وى تلقين كند .
هامش
( 1 ) . تقريب التهذيب ، ج 2 ، ص 30 .
( 2 ) . ر . ك : ابن حجر عسقلانى ، مقدمه فتح البارى ، ص 428 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 233 .
( 3 ) . محمد حسين ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 93 .
( 4 ) . ر . ك : مقدمه فتح البارى ، ص 428 .
( 5 ) . تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 268 ، 232 .
( 6 ) . همان ، ص 234 .
( 7 ) . از جمله قتاده ، اعلم التابعين عطاء ، سعيد بن جبير و عكرمه قال : و اعلمهم بالتفسير عكرمه .
تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 234 .
( 8 ) . الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 467 .