جهت بررسى بيشتر و دقيقتر اين بحث ، به مضمون رواياتى كه ابن سعد دربارهء عكرمه آورده است ، اشاره مىشود . ابن سعد در الطبقات الكبرى « 1 » روايات مختلفى راجع به عكرمه نقل مىكند كه از مجموع روايات نقل شده نكات زير به دست مىآيد :
1 . بدون ترديد عكرمه در زمان خود از نظر علمى مقام بسيار ارزشمندى داشته است .
برخى از روايات بر اين نكته دلالت دارند ؛ از جمله روايت سلامّ بن مسيكن كه گويد : « كان عكرمه من اعلم الناس بالتفسير » ، « 2 » برخى از روايات آن نيز پيش از اين گذشت ؛ 2 . رواياتى نشان مىدهد كه تهمتها و شايعاتى عليه عكرمه در زمان خودش وجود داشته ؛ از جمله روايتى از حماد بن زيد از ايوب از عكرمه نقل مىكند كه مىگويد : آيا نمىبينى اينان همان كسانى هستند كه پس از من ، مرا تكذيب مىكنند ؟
آيا اينان روبه روى من مرا تكذيب نمىكنند ؟ آرى ، كسانى مرا در برابرم تكذيب مىكنند ، « فقد و اللّه كذّبونى » ؛ به خدا سوگند تكذيبم كردهاند ؛ « 3 »
هامش
او به علت جايگاه بلند وى در فقه و آشنايى به معانى قرآن كريم از او به دل داشتند .
ابن حجر دربارهء روايت رسيده از ابن عمر مىگويد : اين حديث گذشته از اختلاف در متن و تباين نقلهاى مختلف ، از نظر سند ضعيف است و اين روايت پذيرفته نيست ؛ زيرا به وسيله ابو خلف جزّار از يحيى بكّا نقل شده است ، و روايات بكّا متروك و غير قابل اعتماد است .
آيت اللّه معرفت تهمتها و نسبتهاى ناروا را رد مىكند - و پس از نقد و رد آنها و استدلال بر ثقه بودن ايشان مىنويسد : با اين همه ديگر جايى براى طعن بر عكرمهء ثقهء امين باقى نمىماند و همين نكته را ابن حجر در تقريب استنباط كرده است . عكرمه ثقه ؛ ثبت و عالم به تفسير است .
تكذيب ابن عمر نسبت به او تاييد نشده و از او بدعتى هم به ثبت نرسيده است . ر . ك : تفسير و مفسران ، ج 1 ، ص 320 و تفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 358 .
( 1 ) . محمد بن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 417 - 465
( 2 ) . همان ، ص 465 . روايات زيادى در اين زمينه نقل شده است ؛ از جمله جابر بن زيد گويد : اين عكرمه غلام ابن عباس است . « هذا البحر فسلوه » و نيز روايت اسماعيل بن ابراهيم از ايوب . ر .
ك : همان ص 465 ، 466 .
( 3 ) . همان و نيز روايت ديگر از سلمان بن حرب قال : « حدثنا و حماد بن زيد ، قال : قال رجل لايوب : يا ابا بكر . عكرمه كان يتهم . قال : فسكت ثم قال : اما انا فلم اكن اتهمه » . همان ، ص 466 .