كردهاند . بيشترين مبناى عدم توثيق يا تضعيف عكرمه از جانب دانشمندان شيعه ، روايت امام باقر عليه السلام دربارهء عكرمه است . برخى از رجال شناسان مانند آية اللّه خويى به صرف نقل سخن امام عليه السلام و سخن كشّى اكتفا كرده است . « 1 »
در منابع شيعه دربارهء وى رواياتى وارد شده كه وى را به خارجى بودن متّهم كردهاند . در روايتى مرحوم كلينى با سند از ابو بصير نقل مىكند كه وى گويد : نزد امام باقر عليه السلام بوديم كه حمران نيز آنجا بود . در همين زمان غلامى از امام وارد شد و گفت :
فدايت شوم ، عكرمه در حال مرگ است ؛ در حالى كه رأى خوارج را دارد و از بيت امام باقر عليه السلام نيز منقطع است . امام باقر عليه السلام فرمود : صبر كنيد ! من به سوى شما باز گردم .
ما گفتيم بلى ! امام عليه السلام پس از مدّت بسيار كوتاهى برگشت و فرمود : اگر عكرمه را پيش از آنكه بميرد در مىيافتم ، كلماتى را به او مىآموختم كه براى او سودمند باشد ؛ اما وقتى رسيدم كه مرده بود .
راوى مىگويد به امام عليه السلام گفتم : فدايت شوم ، آن كلامى كه براى او سودمند مىبود ، چه كلامى است ؟ فرمود : « هو - و اللّه - ما انتم عليه ، فلقّنوا موتاكم عند الموت شهادة ان لا إله الّا اللّه و الاقرار بالولايه » . « 2 »
كشّى نيز روايت را بدين گونه استخراج كرده كه امام باقر عليه السلام فرمود : « لو ادركت عكرمه عن الموت لنفعته . . . » و استفاده مىكند كه اين كلام امام عليه السلام مانند روايتى مىماند كه امام عليه السلام فرمود : « لو اتخذت خليلا لا تخذت فلانا خليلا » و اين كلام مدحى براى عكرمه نيست ، بلكه مذمت وى مىباشد . « 3 »
موافقان : برخى از اهل سنت مانند نسايى و ابن ابى حاتم او را ثقه مىدانند . « 4 » ابن
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 12 ، ص 177 .
( 2 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 3 ، ص 123 .
( 3 ) . رجال كشى ، ص 188 .
( 4 ) . تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 230 ، 232 .