حضرت به يارانش سفارش مىكند كه شما هم مردگان خود را تلقين كنيد . « 1 »
محقّق تسترى نيز در اصل روايت خدشه كرده مىنويسد : روايتى كه كشّى آن را قياس كرده است ، ثابت نشده و بر فرض ثبوت ، بر مدح دلالت مىكند نه ذمّ . « 2 »
محقّق تسترى منشأ نسبت كذب به عكرمه ( و تكذيب ابن عباس ) و همچنين نظر دادن عكرمه براساس رأى خوارج را يك چيز مىداند و آن فتواهاى وى مطابق مذهب شيعه و مخالف اهل سنت است . او مىنويسد : بنابر تكفيرهاى اهل سنت ، ايشان رأى خوارج داشته است [ نه اينكه واقعا خارجى باشد . ] ايشان پس از نقل كلام كشّى مىنويسد : اينكه مىگويند عكرمه رأى صفريه و خوارج داشته است و آن را به ابن عباس نسبت مىداده ، و اينكه عامه گفتهاند عكرمه بر استادش دروغ بسته است ، به سبب آن است كه آنچه نقل مىكند ، خلاف مذهبشان مىباشد .
در ميزان الاعتدل چنين آمده است : فطر بن خليفه گويد به عطا گفتم : عكرمه مىگويد : قرآن بر حكم مسح خفين ( بر روى كفش ) پيشى گرفته است ( يعنى مسح بر پاها را واجب دانسته ، نه بر كفش ) عطا گويد : عكرمه دروغ گفته است . خودم از ابن عباس شنيدم كه گفته : مسح بر كفش - اگرچه غائط بر آن باشد - اشكالى ندارد .
محقّق تسترى مىنويسد : تكذيب عطا ، خود دروغ است . چگونه ابن عباس بر خلاف صريح قول خداوند فتوا دهد و حال آنكه در قرآن با صراحت مىفرمايد :
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ
و ابن عباس چگونه گفته است مسح خفين كافى است ؟ آيا خف همان رجل است ؟
از جمله فتواى ديگر عكرمه ، نظريه عكرمه در اكتفاى مسح پاست . يونس گويد :
يكى از اصحاب عكرمه كه تا واسط همراه او بود ، برايم نقل كرد . كه نديدم عكرمه پاهايش را در وضو بشويد و تنها به مسح آن اكتفا مىكرد . همچنين طبرى در
هامش
( 1 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 356 .
( 2 ) . قاموس الرجال ، ج 7 ، ص 237 .