اين دو گوى سبقت را ربودهاند ) ولى اين حقيقت از ارزش مقام او در تفسير نمىكاهد و شايد علت كمى روايات در تفسير ، دورى ايشان از تفسير به رأى باشد .
گويند از عطا مسألهاى پرسيدند ؛ پاسخ داد : نمىدانم ! به او گفته شد : آيا به رأى خود پاسخ نمىدهى ؟ او گفت : « استحيى من اللّه ان يدان في الارض برأيى » . « 1 »
قتاده مىگويد : سليمان بن هشام به من گفت : آيا در مكه دانشمندى هست ؟ گفتم :
آرى ، كهنترين دانشمند جزيرة العرب . گفت : كيست ؟ گفتم عطاء بن ابى رباح .
روايات تفسيرى عطا كمتر نقل شده ؛ اما در زمان خود تفسيرش مورد توجّه بوده و از جمله تفاسيرى است كه شفاها روايت شده . طبرى نيز از طريق خاصى روايات عطا را نقل نموده و ثعلبى هم در تفسير الكشف و البيان از روايات ايشان استفاده كرده است . « 2 » گلدزيهر مىنويسد : روايات تفسيرى عطا و مجاهد از مكتب تفسيرى ابن عباس الهام مىگيرد كه اساس كهنترين مصنفات تفسيرى است . « 3 »
5 . عكرمه ( متوفاى 105 ق )
او غلام ابن عباس و از بربرهاى مراكش ( مغرب ) بوده است . وى از ابن عباس ، امير المؤمنين ، على بن ابى طالب عليه السلام ، حسن بن على عليه السلام ، ابو هريره ، ابن عمرو . . . روايت نقل كرده است . « 4 »
روايات تفسيرى فراوانى در تفاسير شيعه و اهل سنت از ايشان نقل شده . ابن نديم « 5 » و حاجى خليفه « 6 » براى او كتاب تفسير ذكر كردهاند .
هامش
( 1 ) . محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 123 .
( 2 ) . على الشواخ اسحاق ، معجم مصنفات القرآن الكريم ، ج 2 ، ص 163 ، به نقل از : محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 365 .
( 3 ) . مذاهب التفسير الاسلامى ، ص 97 .
( 4 ) . التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 116 ؛ ابن حجر عسقلانى ، تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 228 .
( 5 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 36 .
( 6 ) . حاجى خليفه ، كشف الظنون ، ج 5 ، ص 666 .