براى تفسير قرآن است . در اين شيوه در واقع از كلام خود گوينده براى تفسير كلام ديگرش استفاده شده است . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ، على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام نيز ، با اين روش قرآن را تفسير كردهاند .
ابن عباس دربارهء آيهء
قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ . . .
« 1 » كه در آن به دو بار مردن و زنده شدن اشاره شده است ، گويد : پيش از آنكه شما را بيافريند ، مرده بوديد ( اين يك مردن است ) ؛ سپس شما را آفريد كه اين يك بار زنده شدن است ؛ آن گاه شما را مىميراند و به قبرها سرازير مىشويد ، كه اين مردن بار دوم است ؛ سپس روز رستاخيز شما را بر مىانگيزد ، كه اين زنده شدن بار دوم است ؛ آنگاه ابن عباس به آيهاى از قرآن كريم استشهاد مىكند كه اين آيه همانند آن آيه است :
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 2 » . « 3 »
4 . استفاده از اسباب نزول : اسباب نزول تأثير مهمى در فهم آيات قرآن و تفسير آن دارد ؛ چرا كه قرآن كريم در زمانها ، حوادث و مناسبتهاى گوناگونى نازل شده و تبيين آن حادثه مفهوم آيه را روشنتر مىسازد .
از واجبات اعمال حج و عمره ، سعى بين صفا و مروه است ؛ ولى خداوند مىفرمايد :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما . . .
. « 4 » تعبير « لا جناح عليه » ظاهر در حرام نبودن آن است ؛ حال سؤال مىشود چرا با اينكه سعى واجب است ، اين تعبير به كار رفته .
طبرى نقل مىكند كه شخصى از عبد اللّه بن عمر دربارهء آيهء فوق پرسيد ؛ او گفت :
نزد ابن عباس برو و از او بپرس كه او به آنچه بر محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل شده ، داناتر است .
گويد نزد ابن عباس رفتم و پرسيدم ؛ وى گفت : در صفا و مروه بتهايى بود ؛ وقتى كه مردم مسلمان شدند ، از طواف ( سعى ) بين صفا و مروه ( به سبب وجود بتها )
هامش
( 1 ) . غافر ، 11
( 2 ) . بقره ، 28 .
( 3 ) . جلال الدين سيوطى ، الدرّ المنثور ، ج 5 ، ص 347
( 4 ) . بقره ، 158