خواستهاند تا شاهدى از كلام عرب براى آنان بياورد و ايشان براى هر مورد ، شاهدى از شعر عرب بيان مىكرد . اين موارد حدود دويست و پنجاه كلمه از مفردات قرآن را در برمىگيرد . سيوطى بيشتر موارد آن را در الاتقان نقل كرده است . « 1 »
شخصى از آيهء شريفه
وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا . . .
« 2 » پرسيد ، ابن عباس پاسخ داد : رحمتى از نزد ما . پرسيد : آيا عرب اين معنا را مىشناسد ؟ گفت : آرى ، آيا نشنيدهاى كه طرفة بن العبد گفته است :
ابا منذر افنيت فاستبق بعضنا * حنانيك بعض الشهر اهون من بعض
« 3 » حنانيك ، يعنى رحمتت .
2 . لغات عرب : يكى از شيوههاى ابن عباس در تفسير اين بود كه از لغات و محاورات عرفى - بويژه اعراب باديه نشين - براى فهم واژههاى قرآن استفاده مىكرد . معروف است كه ابن عباس گفت : من معناى
. . . فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
« 4 » را نمىدانستم تا اينكه دو مرد باديه نشين نزد من آمدند و دربارهء چاهى با هم مشاجره مىكردند ؛ يكى از آنها گفت : « انا فطرتها » ديگرى گفت : « انا ابتدأتها » ؛ « 5 » من كندن چاه را آغاز كردم . ابن عباس از زبان اين مرد باديه نشين به معناى « فاطر » پى برد .
زمخشرى در ذيل آيه
إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ
« 6 » از ابن عباس نقل كرده است كه معناى « يحور » را نمىدانستم تا اينكه شنيدم زن عرب باديه نشينى به دخترش مىگويد : « حورى » ؛ يعنى « ارجعى » « 7 » ( برگرد . )
3 . تفسير قرآن به قرآن : يكى از بهترين روشهاى تفسيرى ، بهره ورى از خود قرآن
هامش
( 1 ) . الاتقان ، ج 2 ، ص 51 - 77
( 2 ) . مريم ، 13
( 3 ) . ديوان محرفة بن العبد ، ص 120 ؛ الاتقان ، ج 2 ، ص 53 . ترجمه شعر چنين است : اى ابو منذر ! نابود كردى قسمتى از ما را ، باقى گذار رحمتت را شامل كن كه قسمتى از شهر آسانتر از قسمتى ديگر است .
( 4 ) . فاطر ، 1
( 5 ) . الاتقان ، ج 2 ، ص 4
( 6 ) . انشقاق ، 14
( 7 ) . كشاف ، ج 4 ، ص 198