چهارم و پنجم را نجاشى در رجال خود به ابن عباس نسبت داده ، و تفسير ششم و هفتم را نيز ابن نديم در الفهرست ذكر كرده است .
روش تفسيرى ابن عباس
ابن عباس شاگرد على بن ابى طالب عليه السلام بوده و - بنا به گفته خودش - تمام آنچه را كه از تفسير آموخته ، از على بن ابى طالب بوده است . گستردهترين شيوهاى كه براى ايشان در تفسير نقل شده ، استفاده از كلام و شعر عرب و روايات منقول از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ؛ اگرچه براى تفسير آيات از خود قرآن و نيز از اسباب و فضاى نزول آيات نيز استمداد مىجست . در اينجا به برخى از شيوههاى تفسيرى ابن عباس اشاره مىشود :
1 . استفاده از اشعار عرب : روايات دلالت دارد كه ابن عباس براى مفهوم و معانى كلمات و مفردات قرآن ، از اشعار عرب استفاده مىكرد و اين خود نشانهء تسلّط ايشان بر زبان شناسى و ادبيات عرب است . از ابن عباس چنين روايت شده است : اگر از « غريب قرآن » چيزى از من مىپرسيد ، آن را در شعر جست و جو كنيد « فانّ الشعر ديوان العرب » « 1 »
برخى بر اين روش اشكال كردهاند كه لازمه چنين شيوهاى آن است كه شعر عرب ، اصل قرار گيرد و قرآن ، فرع و تابع آن باشد ؛ « 2 » اما اين اشكال وارد نيست ؛ زيرا قرآن كريم به زبان فصيح نازل شده و در مواردى كه معناى آن روشن نيست ، به شواهد و استدلال نياز دارد تا در چارچوب قواعد عربى بگنجد ، و اين به معناى فرع و تابع بودن قرآن نيست . « 3 »
گستردهترين اثرى كه ابن عباس در آن به شعر عرب استناد كرده ، پرسشهاى نافع بن ازرق است . نافع و نجدة بن عريم از ابن عباس سؤالاتى كردهاند و از او
هامش
( 1 ) . الاتقان ، ج 2 ، ص 51
( 2 ) . همان
( 3 ) . على اكبر بابايى ، مكاتب تفسيرى ، ج 1 ، ص 185