ديدگاه سوم : تفسير بيشتر آيات
اين نظريه كه به اعتدال نزديكتر مىباشد ، بر اين باور است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسيارى از آيات قرآن را تفسير نموده است ؛ زيرا همه آيات قرآن نيازمند تفسير نيست . برخى آيات با مراجعه به لغت يا ادبيات و نيز با تدبّر قابل فهم است ؛ چرا كه براى فهم ساده و عمومى مردم نازل شده و آنان با اندك توجهى معناى برخى از آيات ( مانند
وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ . . .
، « 1 »
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ ، كانَ فاحِشَةً . . .
« 2 »
و . . . ) را مىتوانند درك كنند .
دكتر ذهبى اين نظر را تأييد و تقويت مىنمايد . با توجه به نقد دو ديدگاه گذشته مىتوان گفت كه اين نظريه بهترين ديدگاه است ؛ هر چند كه به اصلاحاتى نياز دارد .
در اين خصوص مىتوان به نكات ذيل اشاره كرد :
1 . روايتى از عايشه نقل شد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها چند آيه را كه جبرئيل به او آموخته بود ، براى مردم تفسير كرد ؛ اما :
اوّلا : طبرى كه ناقل اين روايت است ، آن را از نظر سند مخدوش مىداند ؛ « 3 » ثانيا : اين حديث با رواياتى كه بيانگر علم كامل برخى از اصحاب ( مانند امام على عليه السلام ) به قرآن كريم است ، تعارض دارد ؛
ثالثا : بر فرض صحت سند ، منظور اين است كه هر بار جبرئيل آياتى را مىآورد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به مردم تعليم مىداد ، و چون نزول قرآن تدريجى بوده است ، آيات نيز قسمت به قسمت نازل مىشد و آن حضرت براى مردم تفسير مىكرد ؛ « 4 »
2 . تمام قرآن به تفسير نياز ندارد ؛ زيرا - همانطور كه بيان شد - قرآن به زبان
هامش
( 1 ) . انعام ، 152 و اسراء ، 34
( 2 ) . اسراء ، 32
( 3 ) . راوى آن محمد بن جعفر زبيدى است كه مورد طعن قرار گرفته و بخارى گفته است حديث اين شخص قابل اتباع نمىباشد . ر . ك : محمد بن جرير طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 37 .
( 4 ) . حسين علوى مهر ، روشها و گرايشهاى تفسيرى ، ص 107 ( با اضافات )