ديدگاه اوّل : تفسير همه معانى و الفاظ قرآن
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمام معانى قرآن و الفاظ آن را تفسير كرده است . اين تفسير در ظاهر ، تمام سورهها و آيات قرآن را شامل مىشود . ابن تيميه ( متوفاى 728 ق ) از طرفداران اين ديدگاه است و ادله براى نظريه خود آورده است :
1 . دليل قرآنى : خداوند متعال پيامبر را مفسر و مبيّن قرآن معرفى كرده است ؛ چنان كه مىفرمايد :
. . . وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ . . .
؛ « 1 » ما قرآن را به سوى تو فرستاديم تا آن را براى مردم بيان كنى .
تبيين شامل بيان معانى و الفاظ هر دو مىشود .
2 . دليل روايى : صحابه روايت كردهاند كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ده آيه را به آنان آموزش مىداد از آن تجاوز نمىكردند ، مگر اينكه به طور كامل آنها را مىآموختند و به آن عمل مىكردند . در نتيجه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ؛ قرآن ، علم و عمل به آن را با هم مىآموختند . « 2 »
3 . دليل عقلى : وقتى كتابى براى گروهى تدوين مىشود ، به طور معمول محتواى كتاب را مىآموزند ؛ مثلا كتابى را كه دربارهء علم طب يا حساب نوشته شده ، بدون شرح و تبيين نمىگذارند . قرآن كريم نيز كتاب قانون مسلمانان است و بهترين كتابى است كه قوانين كاملى براى نجات و سعادت دنيا و آخرت بشر آورده ؛ آيا ممكن است محتواى چنين كتابى براى مردم تفهيم نشده باشد ؟ « 3 » ( در حالى كه وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز اين بوده كه آنچه به مردم اختصاص دارد ، براى آنان بيان كند ) .
ديدگاه دوم : تفسير اندكى از آيات
مطابق اين ديدگاه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله جز اندكى از قرآن را تفسير نكرده ، از طرفداران اين نظريه ، خويى « 4 » و سيوطى ( متوفاى 911 ق ) است ، ايشان مىنويسد : « قلت : الذى
هامش
( 1 ) . نحل ، 44
( 2 ) . جلال الدين سيوطى ، الاتقان ، ج 4 ، ص 169
( 3 ) . ابن تيميه ، مقدمه في اصول التفسير ، ص 35 و نيز ر . ك : الاتقان ، ج 4 ، ص 169 .
( 4 ) . بدر الدين زركشى ، البرهان ، ج 1 ، ص 16 ، آيت اللّه معرفت تلفظ صحيح آن را خويّى مىداند